پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۴۰

مشیر ملک و صلاح زمانه عزالدین

که هر چه هست به جز خدمت تو نیست صلاح

هرآنچه بر دل خصمت گذشته کج بوده

مگر به روز نبرد تو در سهام و رماح

به هر زمین که گذر کرده باد آبادی

نسیم معدلتت جسته از مهب ریاح

بزگوارا یک شمه بشنو از حالم

که چیست بر دلم از گردش صباح و رواح

جماعتی چه جماعت سه چار بی سر و بن

همه به خصمی من بر کشیده قلب و جناح

بر آن امید نشسته که خون من ریزند

که هر چه بود به جز خونشان نبود مباح

بجز هنر همه جرمم دعای دولت توست

که عقد منتظمش کرد روزگار و شاح

به دولت تو بر آرم دمارشان از سر

مرا زبان چو خنجر کفایت است صلاح

تو دیرمان به جهان و جهانیان که تو را

بدین به خلق فرستاد رازق فتاح

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۴۲پادشاها صبوح دولت تو
  2. قطعه شمارهٔ ۴۳ای خیام دولتت برکنده دور آسمان
  3. قطعه شمارهٔ ۴۴کنار حرص الا پر کجا توانی کرد
  4. قطعه شمارهٔ ۴۵ای وجودت سبب راحت و آسایش خلق
  5. قطعه شمارهٔ ۴۶ای یاد حضرتت چو قدح مایه نشاط
  6. قطعه شمارهٔ ۴۷خدایگان وزیران ملک آصف عهد
  7. قطعه شمارهٔ ۴۸شها قمری طوق‌دار تو آمد
  8. قطعه شمارهٔ ۴۹ایا شاهی که بر الواح گردون
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.