پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۰۴

پریر روز به حمام در فقیری را

به فحش و زجر فرو شست خواجه مغرور

فقیر رفت که پاش چو سنگ بوسه دهد

چو شانه ریش گرفتم که دور نیستم دور

از آن پس ز پی عذر داد مشتی گل

فقیر گفت که ای خواجه نیستی معذور

دل مرا که به کلی خراب کرده توست

گمان مبر که به یک مشت گل شود معمور

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۱۰۶ای شهنشاهی که از بهر صلاح مملکت
  2. قطعه شمارهٔ ۱۰۷کرا مجال بود کز زبان همچومنی
  3. قطعه شمارهٔ ۱۰۸عاشثی شمعا از آن رو چون منت
  4. قطعه شمارهٔ ۱۰۹خورده بودم غصه بسیار و طبعم بسته بود
  5. قطعه شمارهٔ ۱۱۰از آبله جرب تن من
  6. قطعه شمارهٔ ۱۱۱گر سر ترک کلاه فقر داری ای فقیر
  7. قطعه شمارهٔ ۱۱۲قوی و بزرگ و سرافراز و سرخ رو ناگه
  8. قطعه شمارهٔ ۱۱۳ای جهانبخشی که روز و شب چو نور آفتاب
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.