پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۰۶

ای شهنشاهی که از بهر صلاح مملکت

آهنیت خود تاج سر شد و مرکب سریر

در جهانداری نظیرت دیده گردون ندید

در جهانداری همه چیزت مهیا جز نظیر

باغ دولت آب فتح از حد تیغت می‌خورد

دشمن آتش نهادت سوخت زین غم گو بمیر

گر سگی می‌گیرد از دیوانگی صحرای موش

شیر دران را چه غم از گربکان موش گیر

داشتم شاها من اسبانی که می‌بردند سبق

از براق سیر آسمان اندر مسیر

خیل گردون غالبا بر سر ایشان رشک برد

کرد هریک را به رنج و علتی دیگر اسیر

این چنین راهی است دور از پیش و از اسبان مرا

لاشه‌ای وامانده است آن نیز چون من لنگ و پیر

باز بین کار مرا کان بار گیرم نیز ماند

هم نماندی گر به کاری آمدی آن بار گیر

من ضعیف و خسته و بار گران بر خاطرم

هر که را باری است و هست از بارگیری ناگزیر

تا نصیر و حافظ و یاور نباشد خلق را

جز خدا بادا خدایت حافظ و یار و نصیر

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۱۰۸عاشثی شمعا از آن رو چون منت
  2. قطعه شمارهٔ ۱۰۹خورده بودم غصه بسیار و طبعم بسته بود
  3. قطعه شمارهٔ ۱۱۰از آبله جرب تن من
  4. قطعه شمارهٔ ۱۱۱گر سر ترک کلاه فقر داری ای فقیر
  5. قطعه شمارهٔ ۱۱۲قوی و بزرگ و سرافراز و سرخ رو ناگه
  6. قطعه شمارهٔ ۱۱۳ای جهانبخشی که روز و شب چو نور آفتاب
  7. قطعه شمارهٔ ۱۱۴ای وزیری که ملک جاه تو راست
  8. قطعه شمارهٔ ۱۱۵ماه گردون سلطنت ناگاه
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.