پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قصاید

شمارهٔ ۲۵ - در مدح دلشاد خاتون

دلشاد باد، آنکه جهان در امان اوست

گردون پیر، بنده بخت جوان اوست

خورشید هست فلکه زرین خیمه‌اش

جرم هلال، ماهچه سایبان اوست

دولت کنیزکی است ز ایوان حضرتش

اقباتل بنده‌ای است که بر آستان اوست

هر یک کنار پرده سرایش نهاده است

خرگاه آسمان که زمین در امان اوست

ز ادراک پرده حرمش فکر قاصر است

نی مدخل یقین و نه رای گمان اوست

حورا به عطرسایی بزمش نشسته است

رضوان به پادستاده مگس ران خوان اوست

کیوان که بر ممالک هندست پادشاه

بر بام حضرتش همه شب پاسبان اوست

جان جهان و عصمت دین است بر فلک

سوگند خورد جان ملایک به جان اوست

بر رغم مشتری به قمر داد مقنعی

بر سر نهاد گفت به از طیلسان اوست

در عهد تو کجا گل رعنا گشاد لب

حالی زده نسیم صبا بر دهان اوست

طاووس باغ سبز فلک یعنی آفتاب

در اهتمام چتر همای آشیان اوست

آب حیات کان به جز از یک کفش ندید

ذات شماست وین به حقیقت نشان اوست

انسان که عقل عالم صوریش نام کرد

نقش مبارکت گهر و بحر و کان اوست

شاید به آب چشمه حیوان اگر دهن

شوید خضر که نام تو ورد زبان اوست

گردون امید داشت که آرد نثار تو

هر گوهر ستاره که بر آسمان اوست

لیکن کجا نثار حقیقی کند قبول

خاک درت که تاج سر فرقدان اوست

سلمانت بنده‌ای است که از نعمت شماست

هر مغز و خون که در رگ و در استخوان اوست

بادا قبای ملک به قدت که در وجود

ذاتت طراز دامن آخر زمان اوست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۷ - در مدح سلطان اویسگفت: لبش نکته‌ای، لعل بدخشان شکست
  2. شمارهٔ ۲۸ - درنعت پیامبرهر دل که در هوای جمالش مجال یافت
  3. شمارهٔ ۲۹ - در مدح سلطان اویسدولت سلطان اویس، عرصه دوران گرفت
  4. شمارهٔ ۳۰ - در مدح سلطان اویسدر درج عقیق لبت نقد جان نهاد
  5. شمارهٔ ۳۱ - در مدح سلطان اویسچمن از بلبل و گل، برگ و نوایی دارد
  6. شمارهٔ ۳۲ - در مدح سلطان اویسهدهدی حال صبا پیش سلیمان می‌برد
  7. شمارهٔ ۳۳ - در مدح امیر شیخ حسنما را از تو چشم بد ایام جدا کرد
  8. شمارهٔ ۳۴ - در مدح سلطان اویسبختم از بادیه در کعبه علیا آورد
همه‌ی قصاید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.