پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۵ - قطعه

شنیده‌ام که شبانی به گوسفندان گفت

که از حراست من بر شما چه منتهاست

جواب داد یک از جمله گوسفندانش

که راست گویی و منت نهادن تو به جاست

ولی ز جادهٔ انصاف پا برون مگذار

ببین ریاست خود را همین حراست ماست

و گر نه با عدم ما وجود حضرت تو

امیر بر چه گروه و ریاستش به کجاست

تو با زمانی و یک چوبدست و یک کفنک

همان حکایت بهلول و آن عصا و رداست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸ - قطعههرجا که بپاست طرفه کاخی مردم
  2. شمارهٔ ۹ - قطعهتوان بچار صفت بود مفتخر کان چار
  3. شمارهٔ ۱۰ - قطعهز تبدیل خزانی و بهاری
  4. شمارهٔ ۱۱ - قطعهشنیدم که هارون به بهلول گفت
  5. شمارهٔ ۱۲ - قطعهچو باید عاقبت رفتن ز دنیا
  6. شمارهٔ ۱۳ - قطعهاگر دانائی اندر کار باشد
  7. شمارهٔ ۱۴ - قطعهراستی آنچه تصور رود از بهر بشر
  8. شمارهٔ ۱۵ - قطعه ذیل بجهه تمثال مبارک حضرت قطب العارفینبیا تمثال قطب عارفان بین
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.