پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۴ - قطعه در تعریف و توصیف بزرگان عرفان و ادب

هست عرفان و ادب ملکی که در آن مولوی

بر فراز تخت عزت پادشاهی می‌کند

سعدی‌اش باشد وزیر در‌ امور مملکت

فکر و تدبیر از طریق خیرخواهی می‌کند

با سری پرشور فردوسی سپهسالار ملک

تیغ بر کف حفظ کشور از تباهی می‌کند

خود نظامی مجلس‌آرایی‌ست در این بارگاه

بزم را خوان‌گستری از مرغ و ماهی می‌کند

بر فراز بام حافظ رونق این ملک را

مسئلت دایم ز درگاه الهی می‌کند

دیگران گل‌های رنگارنگ باغند و صغیر

در زمین سبز این بستان گیاهی می‌کند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷ - قطعهچند گوئی کنم انفاق اگر یابم مال
  2. شمارهٔ ۸ - قطعههرجا که بپاست طرفه کاخی مردم
  3. شمارهٔ ۹ - قطعهتوان بچار صفت بود مفتخر کان چار
  4. شمارهٔ ۱۰ - قطعهز تبدیل خزانی و بهاری
  5. شمارهٔ ۱۱ - قطعهشنیدم که هارون به بهلول گفت
  6. شمارهٔ ۱۲ - قطعهچو باید عاقبت رفتن ز دنیا
  7. شمارهٔ ۱۳ - قطعهاگر دانائی اندر کار باشد
  8. شمارهٔ ۱۴ - قطعهراستی آنچه تصور رود از بهر بشر
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.