پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

۳۸- سوره ص

۳- آیات ۱۷ تا ۲۰

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اُذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا اَلْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ (۱۷) إِنّٰا سَخَّرْنَا اَلْجِبٰالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ اَلْإِشْرٰاقِ (۱۸) وَ اَلطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَهُ أَوّٰابٌ (۱۹) وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ وَ آتَیْنٰاهُ اَلْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ اَلْخِطٰابِ (۲۰)

صبر کن بر آنچه می‌گویند و یاد کن بنده ما را داود صاحب قوت بدرستی که او بود رجوع‌کننده (۱۷) بدرستی که ما رام کردیم کوه‌ها را که با او تسبیح می‌گفتند بشبانگاه و وقت بر آمدن آفتاب (۱۸) و پرنده را جمع کرده شده همه بودند مر او را رجوع‌کننده (۱۹) و سخت گردانیدیم پادشاهیش را و دادیم او را حکم و تمیز گفتارش یعنی بیان روشن بی‌اشتباه (۲۰)

« در بیان حکایت داوود(ع) و اوریا »

زین سخن ها ای رسول حق نشان

غم چه داری صبر کن بر گفتشان

زآنچه میگویند در تخریب تو

هم به استهزاء و بر تکذیب تو

یاد کن داوود را کو از عباد

بندة ما بود و ذا الأید و سداد

صاحب قوّت بُد اندر جنگها

با غزای نفس و آن نیرنگها

مر رجوعش بر خدا بسیار بود

روز و شب در ذکر و استغفار بود

کوهها را رام کردیمش ز جاه

ذکر می گفتند شام و صبحگاه

رام هم کردیم مرغان را بر او

دور او بودند جمع از پشت و رو

کوهها و مرغها او را تمام

بازگردنده بُدند از هر مقام

چون گشود اعنی که بر تسبیح لب

جمله میکردند با او ذکر رب

شاهی اش محکم نمودیم از شتاب

حکمتش دادیم و هم فصلُ الخطاب

تا جدا سازندة خصمان بود

در میان حق و باطل نزد حد

معنی فصلُ الخطاب اندر مقال

هست از فصلی به فصلی انتقال

آنچه لازم در میانش فاصله است

فارقش فصلُ الخطاب آن مسأله است

گفت حیدر بیّنه بر مدعی است

هم یمین بر منکر این جز فصل نیست

در نکاح او به جفت اوریا

اختلاف افزون بود در گفته ها

اغلبی کآورده اند آن را به نقل

هست بیرون از رسوم شرع و عقل

آنکه دارد دعوی پیغمبری

کی کند فعلی ز رسم دین بری

بعد از آن هم مردمان را پیروی

باشد از وی ز اعتقاد معنوی

سیّما اینگونه فاش و برملا

که نویسند از وی اندر نامه ها

دیده باشی مردمان عیب جو

حرف را کوهی کنند ار هست مو

خاصه گر باشد بزرگی سرفراز

چشمها باشد بر او در عیب باز

در زمان خود بسی این دیده ایم

وز کتاب و از خبر بشنیده ایم

مثل داوود نبی با جفت غیر

عشق بازد، نیست در این گفته خیر

وآنگهی که پیش از عقد و نکاح

وصل او جوید نماید افتضاح

هوش و حس را اندکی کن مجتمع

این است ممکن پس نگر یا ممتنع

جز که وجهی باشد آن را برملا

که نه چندان عقل از آن جوید اِبا

مر زنی را از اکابر اوریا

خطبه کرد او، بُد وجیهه و پارسا

شد نزاعی بینشان پیش از نکاح

ترک آن وصلت نمودند از صلاح

خواست پس داوود (ع) او را بهر خویش

وین نبود از وی پسندیده به کیش

زآنکه زن بسیار بودش در حرم

بود این بر اوریا از وی ستم

بود این بر وی سزاوار از وجوه

که شود ساعی به صلح آن گروه

این ز وی بُد ترک اولی در رسوم

گشت از حق پس در آن وصلت ملوم

وجه دیگر کآن هم آمد در خبر

وآن ز راه عقل باشد دورتر

وصف حسن زن نبی بشنیده بود

ز اوریا تفریق آن خواهش نمود

این دو وجه از روی حجت قابل است

وجه دیگر هر چه باشد باطل است

داشت در رسم مواخاة این شیوع

می نبود آن ناپسند اندر وقوع

حاصل از این ترک اولی حق خبر

می دهد بر احمد (ص) نیکو سیر

ادامه‌ی ۳۸- سوره ص

  1. ۵- آیات ۲۶ تا ۲۹یٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاکَ خَلِیفَةً فِی اَلْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ اَلنّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ اَلْهَویٰ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ إِنَّ اَلَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ بِمٰا نَسُوا یَوْمَ اَلْحِس
  2. ۶- آیات ۳۰ تا ۳۴وَ وَهَبْنٰا لِدٰاوُدَ سُلَیْمٰانَ نِعْمَ اَلْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ (۳۰) إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ اَلصّٰافِنٰاتُ اَلْجِیٰادُ (۳۱) فَقٰالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ اَلْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتّٰی تَوٰارَتْ بِالْحِجٰابِ (۳۲) رُدُّوهٰا عَلَیَّ
  3. ۷- آیات ۳۵ تا ۴۰قٰالَ رَبِّ اِغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لاٰ یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ اَلْوَهّٰابُ (۳۵) فَسَخَّرْنٰا لَهُ اَلرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخٰاءً حَیْثُ أَصٰابَ (۳۶) وَ اَلشَّیٰاطِینَ کُلَّ بَنّٰاءٍ وَ غَوّٰاصٍ (۳۷) وَ آخَرِینَ مُقَ
  4. ۸- آیات ۴۱ تا ۴۴وَ اُذْکُرْ عَبْدَنٰا أَیُّوبَ إِذْ نٰادیٰ رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ اَلشَّیْطٰانُ بِنُصْبٍ وَ عَذٰابٍ (۴۱) اُرْکُضْ بِرِجْلِکَ هٰذٰا مُغْتَسَلٌ بٰارِدٌ وَ شَرٰابٌ (۴۲) وَ وَهَبْنٰا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنّٰا وَ ذِکْریٰ لِأُولِی ا
  5. ۹- آیات ۴۵ تا ۴۷وَ اُذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی اَلْأَیْدِی وَ اَلْأَبْصٰارِ (۴۵) إِنّٰا أَخْلَصْنٰاهُمْ بِخٰالِصَةٍ ذِکْرَی اَلدّٰارِ (۴۶) وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنٰا لَمِنَ اَلْمُصْطَفَیْنَ اَلْأَخْیٰارِ (۴۷)
  6. ۱۰- آیات ۴۸ تا ۶۴وَ اُذْکُرْ إِسْمٰاعِیلَ وَ اَلْیَسَعَ وَ ذَا اَلْکِفْلِ وَ کُلٌّ مِنَ اَلْأَخْیٰارِ (۴۸) هٰذٰا ذِکْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ لَحُسْنَ مَآبٍ (۴۹) جَنّٰاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ اَلْأَبْوٰابُ (۵۰) مُتَّکِئِینَ فِیهٰا یَدْعُونَ فِیهٰا بِفٰاکِهَةٍ کَثِی
  7. ۱۱- آیات ۶۵ تا ۷۰قُلْ إِنَّمٰا أَنَا مُنْذِرٌ وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ إِلاَّ اَللّٰهُ اَلْوٰاحِدُ اَلْقَهّٰارُ (۶۵) رَبُّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمَا اَلْعَزِیزُ اَلْغَفّٰارُ (۶۶) قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ (۶۷) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ (۶۸) مٰا کٰانَ لِی
  8. ۱۲- آیات ۷۱ تا ۷۴إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی خٰالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ (۷۱) فَإِذٰا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِینَ (۷۲) فَسَجَدَ اَلْمَلاٰئِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (۷۳) إِلاّٰ إِبْلِیسَ اِسْتَکْبَرَ وَ کٰانَ مِنَ اَلْک
همه‌ی ۳۸- سوره ص ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.