پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

۱۶- سوره النحل

۵- آیات ۴۸ تا ۵۶

أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلیٰ مٰا خَلَقَ اَللّٰهُ مِنْ شَیْ‌ءٍ یَتَفَیَّؤُا ظِلاٰلُهُ عَنِ اَلْیَمِینِ وَ اَلشَّمٰائِلِ سُجَّداً لِلّٰهِ وَ هُمْ دٰاخِرُونَ (۴۸) وَ لِلّٰهِ یَسْجُدُ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ مِنْ دٰابَّةٍ وَ اَلْمَلاٰئِکَةُ وَ هُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ (۴۹) یَخٰافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ یَفْعَلُونَ مٰا یُؤْمَرُونَ (۵۰) وَ قٰالَ اَللّٰهُ لاٰ تَتَّخِذُوا إِلٰهَیْنِ اِثْنَیْنِ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَإِیّٰایَ فَارْهَبُونِ (۵۱) وَ لَهُ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ لَهُ اَلدِّینُ وٰاصِباً أَ فَغَیْرَ اَللّٰهِ تَتَّقُونَ (۵۲) وَ مٰا بِکُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اَللّٰهِ ثُمَّ إِذٰا مَسَّکُمُ اَلضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْئَرُونَ (۵۳) ثُمَّ إِذٰا کَشَفَ اَلضُّرَّ عَنْکُمْ إِذٰا فَرِیقٌ مِنْکُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ (۵۴) لِیَکْفُرُوا بِمٰا آتَیْنٰاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (۵۵) وَ یَجْعَلُونَ لِمٰا لاٰ یَعْلَمُونَ نَصِیباً مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ تَاللّٰهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمّٰا کُنْتُمْ تَفْتَرُونَ (۵۶)

آیا ندیدند بسوی آنچه آفرید خدا از چیزی که می‌گردد سایه‌هایش از راست و چپها سجده کنند مر خدای را ایشان ذلیلانند (۴۸) و مر خدا را سجده می‌کند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از جنبنده و ملائکه و ایشان سرکشی نمی‌کنند (۴۹) می‌ترسند از پروردگارشان را از بالاشان و می‌کنند آنچه مأمور می‌شوند (۵۰) و گفت خدا که نگیرید دو خدا را که دوتاست جز این نیست که او اله یکتاست پس از من بترسید (۵۱) و مر او راست آنچه در آسمانها و زمین است و مر او راست دین که واجب می‌پرستید است آیا پس جز خدا (۵۲) و آنچه با شماست از نعمتی پس از خداست پس اگر برسد شما را ضرری پس باو می‌نالید (۵۳) پس چون دفع کرد ضرر را از شما همان‌گاه پاره‌ای از شما بپروردگارشان شرک می‌آورند (۵۴) تا کفران ورزند بآنچه دادیمشان پس برخورید پس زود باشد که بدانید (۵۵) و می‌گردانند برای آنچه نمی‌دانند بهره از آنچه روزی دادیمشان بخدا سوگند هر آینه پرسیده می‌شود از آنچه بودند افترا می‌کردید (۵۶)

هیچ آیا می ندیدند آن فِرَق

سوی آنچه گشته خلق از ماخَلَق

می بگردد بر یمین و بر شمال

سایه هاشان در سجود ذوالجلال

خاضع و ساجد بود هر ذی وجود

در تفاصیل مراتب با شهود

سایۀ هر شاخ و برگی در زمین

بین به جنبش بر یسار و بر یمین

موجدش را در خضوع است و سجود

داند او کش داده ذی جودی وجود

پیش او باشد ذلیل و خاکسار

بالطبیعه یا ز روی اختیار

همچنین دان ماسوی را سر به سر

خاضع او را از معانی تا صور

آدمی کو زین تذلّل غافل است

نیست آدم، کمتر از سنگ و گل است

هم نماید سجده حق را از یقین

آنچه باشد در سماوات و زمین

از همه جنبندگان و افرشتگان

سرکشی نارند از حق نیمِ آن

رب خود را خائفند از فوقشان

امر حق در بندگی شد طوقشان

فوق یعنی زیر فرمان حقند

نی به هستی خود سرند و مطلقند

می کنند آن را که مأمور از وی اند

بی ز امدادش به هستی لاشیءاند

گفت خود هم حق تعالی دو خدا

می مگیرید از پرستش مر شما

غیر از این نبود شما را آن اِله

واحد است و نیست در آن اشتباه

پس بترسید ای عباد من ز من

که شریک آرید اندر ذوالمنن

هست او را مر سماوات و زمین

هم ز روی فرض و واجب ز اوست دین

پس شما ترسید آیا جز ز وی

با وجودش نیست موجودی به شیء

ور رسد چیزی شما را از نعم

هم بود از جانب او بیش و کم

یعنی ار ترسید بر چیزی ز کس

می نترسید او بود دارا و بس

پس رسد گر بر شما ناگه ضرر

با تضرّع هم بخوانیدش دگر

از شما برداشت سختی ها چه او

فرقه ای آرند پس بر شرک رو

از شما قومی به حق مشرک شوند

و از خدا بر غفلتی تارک شوند

کفر تا ورزند بی امید و بیم

بر هر آنچه ما به ایشان داده ایم

برخورید از زندگی پس چند گاه

زود پس دانید و یابید انتباه

می بگردانند بهر این بتان

که ز علم و عقل دورند از نشان

بهره زآنچه ما به ایشان داده ایم

جمله از اَنعام و فُلک و زرّ و سیم

تا الله از آن جمله پرسیده شوند

وآنچه بندند افتراء از ناپسند

ادامه‌ی ۱۶- سوره النحل

  1. ۷- آیات ۶۴ تا ۷۰وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ اَلْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ اَلَّذِی اِخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (۶۴) وَ اَللّٰهُ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَأَحْیٰا بِهِ اَلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِ
  2. ۸- آیات ۷۱ تا ۷۵وَ اَللّٰهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلیٰ بَعْضٍ فِی اَلرِّزْقِ فَمَا اَلَّذِینَ فُضِّلُوا بِرَادِّی رِزْقِهِمْ عَلیٰ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُمْ فَهُمْ فِیهِ سَوٰاءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اَللّٰهِ یَجْحَدُونَ (۷۱) وَ اَللّٰهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوٰاج
  3. ۹- آیات ۷۶ تا ۸۰وَ ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً رَجُلَیْنِ أَحَدُهُمٰا أَبْکَمُ لاٰ یَقْدِرُ عَلیٰ شَیْ‌ءٍ وَ هُوَ کَلٌّ عَلیٰ مَوْلاٰهُ أَیْنَمٰا یُوَجِّهْهُ‌ لاٰ یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ (۷۶) وَ لِلّٰ
  4. ۱۰- آیات ۸۱ تا ۸۸وَ اَللّٰهُ جَعَلَ لَکُمْ مِمّٰا خَلَقَ ظِلاٰلاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ اَلْجِبٰالِ أَکْنٰاناً وَ جَعَلَ لَکُمْ سَرٰابِیلَ تَقِیکُمُ اَلْحَرَّ وَ سَرٰابِیلَ تَقِیکُمْ بَأْسَکُمْ کَذٰلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ (۸۱) فَإِنْ تَو
  5. ۱۱- آیات ۸۹ تا ۹۴وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ اَلْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ (۸۹) إِنَّ اَللّٰهَ یَأْمُرُ
  6. ۱۲- آیات ۹۵ تا ۱۰۲وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اَللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً إِنَّمٰا عِنْدَ اَللّٰهِ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (۹۵) مٰا عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ مٰا عِنْدَ اَللّٰهِ بٰاقٍ وَ لَنَجْزِیَنَّ اَلَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا کٰانُوا یَع
  7. ۱۳- آیات ۱۰۳ تا ۱۱۱وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ اَلَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ (۱۰۳) إِنَّ اَلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اَللّٰهِ لاٰ یَهْدِیهِمُ اَللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَ
  8. ۱۴- آیات ۱۱۲ تا ۱۱۹وَ ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً قَرْیَةً کٰانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یَأْتِیهٰا رِزْقُهٰا رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکٰانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اَللّٰهِ فَأَذٰاقَهَا اَللّٰهُ لِبٰاسَ اَلْجُوعِ وَ اَلْخَوْفِ بِمٰا کٰانُوا یَصْنَعُونَ (۱۱۲) وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ رَسُ
همه‌ی ۱۶- سوره النحل ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.