فهرست اشعار
- بند ۱ ای از ازل به ماتم تو در بسیط خاک
- بند ۲ باز از افق هلال محرم شد آشکار
- بند ۳ پرورده ی معاویه تخم زنا یزید
- بند ۴ بست آشمان کمر چو به آزار اهل بیت
- بند ۵ تنها نه خاکیان به تو جیحون گریستند
- بند ۶ برعون باطل آه که ابنای روزگار
- بند ۷ آن راد سر به نوک سنان بر سزا نبود
- بند ۸ در کامش ای فلک زدی آتش به جای آب
- بند ۹ شه زاده آن زمان که چو خورشید شد سوار
- بند ۱۰ آن نعش نازنین تو بی سر کجا رواست
- بند ۱۱ شط فرات از آتش حسرت کباب شد
- بند ۱۲ قاتل به قصد قربت اگر تیغ کین کشید
- بند ۱۳ برحالت غریبی او آسمان گریست
- بند ۱۴ تخم جفا به خاک شقا ریخت تا یزید
- بند ۱۵ یک تیر از کمان حوادث برون نشد
- بند ۱۶ امروز روز قتل شهیدان کربلاست
- بند ۱۷ نگذاشت ظلم اهل زنا در جهان دریغ
- بند ۱۸ گشتند کشته چون همه انصار اهل بیت
- بند ۱۹ با گریه گفت کای پدر نامدار من
- بند ۲۰ کای خواهر ای ستم کش بی غم گسار ما
- بند ۲۱ کای یار بی کسان سخن جان گزا زدی
- بند ۲۲ کاطفال را یتیم و مرا خون جگر مخواه
- بند ۲۳ کز جد و مادر و پدر ای یادگار ما
- بند ۲۴ کز اختر فلکزده وز طالع زبون
- بند ۲۵ کاندیشهناکم از غم بییاری شما
- بند ۲۶ درداد تن به مرگ چو کارش ز جان گذشت
- بند ۲۷ چون نوبت قتال ز یاران به شه فتاد
- بند ۲۸ تنهای یاوران همه در خاک و خون طپان
- بند ۲۹ بیمار کربلا به تن از تب توان نداشت
- بند ۳۰ تا طیلسان ز تارک آن تاجور فتاد
- بند ۳۱ زین برق شعلهبار که در بحر و بر فتاد
- بند ۳۲ اکنون سپهر خاک سیه ریخت بر سرم
- بند ۳۳ دردا که سربرهنه چو خورشید از این درم
- بند ۳۴ آمد رباب کای شوی بی یار و یاورم
- بند ۳۵ دردا و حسرتا و دریغا که شوهرم
- بند ۳۶ کاش آن زمان که نهب نمودند لشکرم
- بند ۳۷ کای باب زار بیکس مظلوم و مضطرم
- بند ۳۸ کآیا تو نیستی پدر مهرپرورم
- بند ۳۹ بفکن ز لطف بار دگر سایه برسرم
- بند ۴۰ کای میر نامور پدر مهر پرورم
- بند ۴۱ رفتی پدر تو تفته جگر از جهان دریغ
- بند ۴۲ بردار ای صبا قدمی سوی مادرم
- بند ۴۳ غلطان به خون و خاک تو را پارهتن دریغ
- بند ۴۴ کای از غمت برادر با جان برابرم
- بند ۴۵ کای باب ما مگر نه ز آل پیمبریم
- بند ۴۶ بگشای چشم و قافله را در گذار بین
- بند ۴۷ برخیز و وضع حال من از روزگار بین
- بند ۴۸ کای کشتهٔ جفا سوی ما یک نظر ببین
- بند ۴۹ چون عمر خویش قافله را در گذر ببین
- بند ۵۰ کز هر جفا که رفت و رود برسرم دریغ
- بند ۵۱ رفتی تو خشک لب ز جهان ای پدر دریغ
- بند ۵۲ کز کربلا به دیدهٔ خونبار میرویم
- بند ۵۳ کز نینوا اسیر و گرفتار می رویم
- بند ۵۴ دشمن گرفت سخت سخت و منت واگذاشتم
- بند ۵۵ نالید آنقدر که زبان از فغان فتاد
- بند ۵۶ تا ماجرای ماتم او در میان فتاد
- بند ۵۷ در کربلا نه آب به قیمت گران فتاد
- بند ۵۸ در شرح این ستم که نگفتم یک از هزار
- بند ۵۹ دشمن بر او زیاده از این قصد کین نداشت
- بند ۶۰ بر پا ستاده قدوه قوم شقا دریغ
متن اشعار به نقل از گنجور.