پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

بند ۱۰۷

آن ناکسان که پخته ز جان خام میکنند

پیداست ز اول آنچه سرانجام می کنند

آبش نداده تشنه لبش سر بریده باز

یا للعجب که دعوی اسلام می کنند

عار یهود و ننگ نصاراست دینشان

اسلام را به مغلطه بدنام میکنند

یک جرعه اش ز صاحب تسنیم شد دریغ

آبی که منقسم به دد و دام می کنند

بر سلب حق نباشد اگر سعیشان چرا

در بأس باطل این همه ابرام میکنند

بایستشان مکان ملکوت اینک از غرور

خود را به چهل اضل از انعام می کنند

تا پیش اهل ملعنت آیند رو سفید

روز خود از ستیزه شبه فام می کنند

واحیرتا که در ره دین لاف مهتری است

آن راکه کفر و شرک از اسلام او بری است

ادامه‌ی ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

  1. بند ۱۰۹کز هر شکنج و غم که در امکان سراغ داشت
  2. بند ۱۱۰گو خصم دل چرا به ستم رام می کنی
  3. بند ۱۱۱چون تن به خاک مقتلش از پشت زین رسید
  4. بند ۱۱۲می گرید از غم تو فلک روزگارها
  5. بند ۱۱۳ذکری ز ما که در خور حال محمد است
  6. بند ۱۱۴یارب چه ها گذشت بر آن شاه بی سپاه
همه‌ی ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.