پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

بند ۱۱۰

گو خصم دل چرا به ستم رام می کنی

هر لحظه اش به یک ستم آرام می کنی

آخر چرا شکنجه جاوید این دو روز

از بهر جان خویش سرانجام می کنی

برگ قتال قاسم ناشاد می نهی

ساز مصاف اکبر ناکام می کنی

با مذهبی که کفر تبری کند از آن

خاکت به حلق دعوی اسلام میکنی

خون خدا به خاک خطا ریختی و باز

کورانه ازکتاب وی اعظام می کنی

روی از در صمد که محل وقوف بود

برتافتی و سجده ی اصنام می کنی

با اهل صدق گر بودت عمر سرمدی

طبعت عداوت است که مادام می کنی

روز جزا که قطع شد از هر درت امید

حشر تو با یزید و عذاب تو بایزید

ادامه‌ی ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

  1. بند ۱۱۲می گرید از غم تو فلک روزگارها
  2. بند ۱۱۳ذکری ز ما که در خور حال محمد است
  3. بند ۱۱۴یارب چه ها گذشت بر آن شاه بی سپاه
همه‌ی ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.