پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

نوحه‌ها

شمارهٔ ۱

تا کی ای کوکب این ستمکاری

آخر آرزمی فلک زین دلازاری

چند در دورانت ای چرخ زنگاری

دودهٔ عزت همی از تو در خواری

هر امیری را رو به جنگ آمد

پشت خاک از خون او لاله رنگ آمد

هر صغیری را حلق و لب پاره

تیر پستان، شیر خون، خاک گهواره

هر شهیدی را رخ به خاک افتاد

از سم اسبان تنش چاک چاک افتاد

هر قتیلی را زین چو وارون شد

کسوت از خاک سیاه خلعت از خون شد

هر عزیزی را رنج خواری ها

در زمین و آسمانش قطع یاری ها

هر مریضی را تن به تاب آمد

صبح و شامش خون و خاک خورد و خواب آمد

هر غریبی را ناله بر گردون

و اشک مرجان رنگش از دیده بر هامون

هر اسیری را خون روان از دل

ناقهٔ عریان از او مانده پا در گل

هر یتیمی را کف و مو بر سر

پیش چشم ناکسان پرده و معجر

شد صفایی راخاطر خرم

در غم لب‌تشنگان محفل ماتم

ادامه‌ی نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۳فردا به زمین افتد از سر همه افسرها
  2. شمارهٔ ۴جز ماریه آمد کی پیش رخ خواهرها
  3. شمارهٔ ۵فلک زینب شد آخر بی برادر ز جفایت
  4. شمارهٔ ۶هیچ داغی از غم فرزند مشکل تر نباشد
  5. شمارهٔ ۷ای تازه جوان جان جهانم علی اکبر
  6. شمارهٔ ۸ای قاسم ای سرو روان ای مادر
  7. شمارهٔ ۹ای شاه بی لشکر پدر، ای سرور بی سر پدر
  8. شمارهٔ ۱۰مدر پیراهن طاقت غریبان را
همه‌ی نوحه‌ها ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.