پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

انابت‌نامه

شمارهٔ ۲

الهی نفس را من چاره نتوانم تو یاری کن

سزاوار عذابم رحمتم بر شرمساری کن

به زیبائیت از رسوائیم چیزی نیفزاید

به ستاری خود بر زشتی من پرده داری کن

گناهی کش به محشر نیست ره کردیم و جا دارد

به استغنای خود از بیش و کم آمرزگاری کن

کمالات تو بی پایان جهان نفس ما بی حد

به جاه و عزت خویشم نظر بر فقر و خواری کن

ز دریاهای فیض و رحمتت یک رشحه کم ناید

ز ابر مکرمت بر کشته ی ما آبیاری کن

به عجزم ز احتمال کیفر کردار بد بنگر

به حلم خویش بر بار گرانم بردباری کن

چو خوبان فاش و پنهانم به خیر خویش ره بنما

به حفظ خویش از شر بدانم پاسداری کن

به هیچم برندارد کس ز ارباب هنر دانم

تو با چندین عیوب از فضل خاصم خواستاری کن

غنا و قدرت حق را به زور و زر چه می‌سنجی؟

صفائی سر به خاک درگهش بگذار و زاری کن

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.