پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

انابت‌نامه

شمارهٔ ۱

الهی خاطرم فارغ ز قید ماسوی گردان

ز خود بیگانگی بخشای و با خویش آشنا گردان

به باطل یاوه گوئی را ز خوی خودسری وآخر

ز حق بیراهه پوئی را به راه خویش وا گردان

بیابان است و ره گم گشتگان را پشت بر مقصد

بپای ای کاروان سالار و روئی با قفا گردان

به ذل و عز و فقر و دولتم تسلیم وتمکین ده

بری ز اندیشه چند و چه و چون و چرا گردان

گر آزادم ز خودخواهی به بند بندگی درکش

چنان کز من رضا گردی مرا از خود رضا گردان

نه تاب دوزخت دارم نه باب جنتم یا رب

به خاکم با زمان وآسوده از هر ماجرا گردان

ز دست نفس بد فرما حقوقی کز تو در پا شد

فکن در پای و وز دست عطا یکسر ادا گردان

به خواری، شرمساری، سوگواری مسکنت، زاری

شماری کز تو ای دل فوت شد اکنون قضا گردان

تولای تو را صدق و صفا شرط است می دانم

صفائی را به صدق خویش صافی از ریا گردان

ادامه‌ی انابت‌نامه

  1. شمارهٔ ۳به دست اگر چه متاعی به جز گناه ندارم
همه‌ی انابت‌نامه ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.