پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

رباعیات

شمارهٔ ۶۹

ای آن که تو را شاه و گدا یکسانند

واندر طلبت به جان و دل پویانند

خورشید و مه و ستاره و چرخ و فلک

در دایرهٔ حکم تو سرگردانند

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۷۱آن قوم که روز و شب تو را جویانند
  2. شمارهٔ ۷۲آنان که یکی هزار افسانه کنند
  3. شمارهٔ ۷۳درویش که با قناعت و صبر بود
  4. شمارهٔ ۷۴ای از خوف تو آسمان جامه کبود
  5. شمارهٔ ۷۵خود را تو مبین که بی خدا نتوان بود
  6. شمارهٔ ۷۶بی رنگ به رنگ چون تجلی بنمود
  7. شمارهٔ ۷۷تا پای تو سر، سر تو تا پا نشود
  8. شمارهٔ ۷۸تا جسم مکدرت همه جان نشود
همه‌ی رباعیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.