فهرست اشعار
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۱ منعمان گر پیش مهمان نعمت الوان کشند
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۲ یوسف به زر قلب فروشان دگرانند
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۳ عنان گسستهتر از سیل در بیابانیم
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۴ نظر به عالم بالاست ما ضعیفان را
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۵ چه فتاده است بر آییم چو یوسف از چاه؟
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۶ چیدهایم از دو جهان دامن الفت چون سرو
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۷ دارم عقیق صبر به زیر زبان خویش
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۸ دیوانهام ولیک بغیر از دو زلف یار
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۹ چون صبح، خنده با جگر چاک میزنیم
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۰ بیاض گردن او گر به دست ما افتد
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۱ دشمن خانگی آدم خاکی است زمین
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۲ پیش ازان کز یکدگر ریزیم چون قصر حباب
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۳ لذت نمانده است در آیندهٔ حیات
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۴ خضر با عمر ابد پوشیده جولان میکند
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۵ طاعت ما نیست غیر از شستن دست از جهان
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۶ آن سوخته جانم که اگر چون شرر از خلق
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۷ آن طفل یتیمم که شکسته است سبویم
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۸ وفا و مردمی از روزگار دارم چشم
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۹ دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۰ سر ما در قدم دار فنا افتاده است
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۱ ما نه زان بیخبرانیم که هشیار شویم
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۲ همان از طاعت من بوی کیفیت نمیآید
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۳ ما را گزیده است ز بس تلخی خمار
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۴ سودای آب حیوان، بیم زیان ندارد
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۵ کار جهان تمامی، هرگز نمیپذیرد
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۶ زان چهرهٔ عرقناک، زنهار بر حذر باش
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۷ ایام نوجوانی، غافل مشو ز فرصت
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۸ همیشه داغ دل دردمند من تازه است
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۹ دو چشم شوخ تو با یکدیگر نمیسازند
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۰ خفته را گر خفتگان بیدار نتوانند کرد
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۱ گر نخواهی پشت پا زد بر جهان، پایی بکوب
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۲ گر به بیداری غرور حسن مانع میشود
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۳ پیش ازین، بر رفتگان افسوس میخوردند خلق
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۴ نیست آسان خون نعمتهای الوان ریختن
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۵ سالها گل در گریبان ریختی چون نوبهار
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۶ چو گل با روی خندان صرف کن گر خردهای داری
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۷ هیچ همدردی نمییابم سزای خویشتن
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۸ این چنین زیر و زبر عالم نمیماند مدام
- تکبیت شمارهٔ ۱۲۹۹ بوسی که ز کنج لب ساقی نگرفتم
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۰ چون دست برآرم به گرفتن، که ز غیرت
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۱ ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۲ از دست نوازش تپش دل نشود کم
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۳ خط پاکی ز سیلاب فنا دارد وجود ما
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۴ گریزد لشکر خواب گران از قطرهٔ آبی
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۵ نمانده از شب آن زلف گرچه پاسی بیش
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۶ گرفتم این که نظر باز میتوان کردن
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۷ جای شادی نیست زیر این سپهر نیلگون
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۸ قسمت خود بین نمیگردد زلال زندگی
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۰۹ زین بیابان میبرم خود را برون چون گردباد
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۰ چون سیاهی شد ز مو، هشیار میباید شدن
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۱ داشتم چون سرو از آزادگی امیدها
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۲ هر گنه عذری و هر تقصیر دارد توبهای
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۳ دلم ز کنج قفس تا گرفت، دانستم
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۴ خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۵ کنون که شیشهٔ میمالک الرقاب شده است
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۶ نیست جز پای خم امروز درین وحشتگاه
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۷ در عشق پیش بینی، سنگ ره وصال است
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۸ بیستون را الم مردن فرهاد گداخت
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۱۹ ندارم محرمی چون کوهکن تا درد دل گویم
- تکبیت شمارهٔ ۱۳۲۰ جهان بهشت شد از نوبهار، باده بیار
متن اشعار به نقل از گنجور.