پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

متفرقات

شمارهٔ ۵۲

خوش آن شبی که کنم مست دیده بانش را

به دست بوسه دهم خاک آستانش را

حدیثی از گل رخسار او که می گوید؟

که همچو غنچه پر از زر کنم دهانش را

گلی که نیست به فرمان او، چو نافرمان

برآورم ز پس سر برون زبانش را

شهید باده چو خواهید جان نو یابد

به چوب تاک بسوزید استخوانش را

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۵۴ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا
  2. شمارهٔ ۵۵نمی کشد دل غمگین به صبحگاه مرا
  3. شمارهٔ ۵۶سلاح جوهر ذاتی است شیرمردان را
  4. شمارهٔ ۵۷ز جلوه تو حیاتی است خاکساران را
  5. شمارهٔ ۵۸بهار مایه غفلت بود گرانان را
  6. شمارهٔ ۵۹به دست شانه مده زلف عنبرین بو را
  7. شمارهٔ ۶۰چه نسبت است به روی تو روی آینه را؟
  8. شمارهٔ ۶۱چو آفتاب بکش جام صبحگاهی را
همه‌ی متفرقات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.