پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۳

نز خلق هیچ کار مرا استقامتی

نز هیچ دوست، شرط وفا را اقامتی

از چرخ بی ثبات و زخورشید بی نوال

دارم چو ذره شخصی و چون چرخ قامتی

نه اشک میغ را چو بنانم عذوبتی است

نه حد تیغ را چو زبانم صرامتی

با ظلم دهر فایده ندهد کفایتی

با جور چرخ سود ندارد شهامتی

هرساعتی قرین تن من مذلتی

هر لحظه ندیم دل من ندامتی

گویی زمن مزاج فلک را ملالتی است

وز لفظ من دماغ جهان را سآمتی

گر زآتش ستاره نیابم سعادتی

وزصحبت زمانه نبینم سلامتی

بینم زتازه تازه غم و گونه گونه رنج

پیش از قیامت آمده بر من قیامتی

کز دوستان به عرض نصیحت فضیحتی

وز مهتران به جای کرامت ملامتی

تا گشت گرد خاطر من خطبه عمل

مسعود سعد وار کشیدم غرامتی

حبسی که داشتم که در آن حبس ره نیافت

در گوش من نه بانگ نمازی نه قامتی

گردون امام بی خردان کرد مر مرا

هرگز بدین مثال شنیده ای امامتی

افلاس را چه خواهی از این به نشانیی

و افلاک را چه باید از به علامتی

بر و کرامت ازلی را طلب کنم

چون طبع روزگار ندارد کرامتی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۵موی سیاه من ز زمانه سپید شد
  2. شمارهٔ ۱۰۶دلم به وقت جوانی امیر ظالم بود
  3. شمارهٔ ۱۰۷با موی سیه دلم قوی بود
  4. شمارهٔ ۱۰۸همه ناخوانده روی نزد کسان
  5. شمارهٔ ۱۰۹نیست با بار و برگ شاخ بقا
  6. شمارهٔ ۱۱۰پیری آمد جوانی از من شد
  7. شمارهٔ ۱۱۱مرا از شریعت بود سرفرازی
  8. شمارهٔ ۱۱۲نادانی تو بر دوگونه بینم
همه‌ی مقطعات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.