پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش اتابک محمد

بناز ای خداوند اقبال سرمد

به بخت همایون و تخت ممهد

مغیث زمان ناصر اهل ایمان

گزین احد یاور دین احمد

خداوند فرمان ملک سلیمان

شهنشاه عادل اتابک محمد

ز سعد ابوبکر تا سعد زنگی

پدر بر پدر نامور جد بر جد

سر بندگی بر زمینش نهاده

خداوندگاران دریا و سرحد

همه نامداران و گردن فرازان

به زنجیر سبق الایادی مقید

خردمند شاها رعیت پناها

که مخصوص بادی به تأیید سرمد

یکی پند پیرانه بشنو ز سعدی

که بختت جوان باد و جاهت مجدد

نبودست تا بوده دوران گیتی

به ابقای ابنای گیتی معود

مؤبد نمی‌ماند این ملک دنیا

نشاید بر او تکیه بر هیچ مسند

چنان صرف کن دولت و زندگانی

که نامت به نیکی بماند مخلد

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - در ستایش حضرت رسول (ص)چو مرد رهرو اندر راه حق ثابت‌قدم گردد
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - توحیدفضل خدای را که تواند شمار کرد؟
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳هر چیز کزان بتر نباشد
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فی مدح ابش بنت سعدفلک را این همه تمکین نباشد
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - برگشت به شیرازسعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمد
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص)ماه فروماند از جمال محمد
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در ستایش قاضی رکن‌الدینبسا نفس خردمندان که در بند هوا ماند
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوانکدام باغ به دیدار دوستان ماند
همه‌ی قصاید ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.