پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب دوم در اخلاق درویشان

حکایت شمارهٔ ۲۷

وقتی در سفر حجاز طایفه‌ای جوانانِ صاحبدل هم‌دمِ من بودند و هم‌قدم؛

وقت‌ها زمزمه‌ای بکردندی و بیتی محقّقانه بگفتندی و عابدی در سَبیل، منکِر حالِ درویشان بود و بی‌خبر از دردِ ایشان.

تا برسیدیم به خیلِ بنی‌هلال؛ کودکی سیاه از حَّیِ عرب به در آمد و آوازی بر آورد که مرغ از هوا در آورد!

اشتر عابد را دیدم که به رقص اندر آمد و عابد را بینداخت و برفت.

گفتم: ای شیخ! در حیوانی اثر کرد و تو را همچنان تفاوت نمی‌کند!

دانی چه گفت مرا آن‌بلبل سحری؟

تو خود چه آدمیی کز عشق بی خبری؟

اشتر به شعرِ عرب در حالت است و طرب

گر ذوق نیست تو را، کژطبع‌جانوری

وَ عِنْدَ هُبُوبِ النّاشِراتِ عَلَی الْحِمیٰ

تَمیلُ غُصُونُ الْبانِ لا الْحَجَرُ الصَّلْدُ

به ذکرش هر چه بینی در خروش‌است

دلی داند در این‌معنی که گوش‌است

نه بلبل بر گلش تسبیح‌خوانی‌است،

که هر خاری به تسبیحش زبانی‌است

ادامه‌ی باب دوم در اخلاق درویشان

  1. حکایت شمارهٔ ۲۹ابوهُرَیْرَه، رَضِیَ اللهُ عَنْهُ، هر روز به خدمتِ مصطفی، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ، آمدی. گفت: یا اَباهُرَیْرَةٍ! زُرْنی غِبّاً، تَزْدَدْ حُبّاً: هر روز میا تا محبّت زیادت شود.
  2. حکایت شمارهٔ ۳۰یکی را از بزرگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقتِ ضبطِ آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد. گفت ای دوستان! مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بَزَهی بر من ننوشتند و راحتی به وجودِ من رسید. شما هم به کَرَم معذور دارید.
  3. حکایت شمارهٔ ۳۱از صحبتِ یارانِ دِمَشْقم مَلالتی پدید آمده بود؛ سر در بیابانِ قُدس نهادم و با حیوانات اُنس گرفتم.
  4. حکایت شمارهٔ ۳۲یکی از پادشاهان عابدی را پرسید که عِیالان داشت: اوقاتِ عزیز چگونه می‌گذرد؟ گفت: همه شب در مناجات و سحر در دعایِ حاجات و همه روز در بند اِخراجات.
  5. حکایت شمارهٔ ۳۳یکی از مُتَعَبِّدان در بیشه زندگانی کردی و برگِ درختان خوردی.
  6. حکایت شمارهٔ ۳۴مطابقِ این سخن، پادشاهی را مُهِمّی پیش آمد. گفت: اگر این حالت به مرادِ من بر آید، چندین دِرَم دهم زاهدان را.
  7. حکایت شمارهٔ ۳۵یکی را از علمایِ راسخ پرسیدند: چه گویی در نانِ وقف؟
  8. حکایت شمارهٔ ۳۶درویشی به مَقامی در آمد که صاحبِ آن بُقعه کریم‌النَّفس بود؛ طایفهٔ اهل فضل و بَلاغت در صحبتِ او هر یکی بَذله و لطیفه همی‌گفتند.
همه‌ی باب دوم در اخلاق درویشان ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.