پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب پنجم در رضا

بخش ۱۲ - مثل

شتر بچه با مادر خویش گفت:

«پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»

بگفت «ار به دست من استی مهار

ندیدی کسم بارکش در قطار»

قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد

وگر ناخدا جامه بر تن درد

مکن سعدیا دیده بر دست کس

که بخشنده پروردگار است و بس

اگر حق پرستی ز درها بَسَت

که گر وی بِرانَد نخوانَد کسَت

گر او تاجدارت کند سر بر آر

وگر نه سرِ ناامیدی بخار

ادامه‌ی باب پنجم در رضا

  1. بخش ۱۴ - حکایتشنیدم که نابالغی روزه داشت
  2. بخش ۱۵ - حکایتسیهکاری از نردبانی فتاد
همه‌ی باب پنجم در رضا ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.