پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

مقطعات

شمارهٔ ۳

چو سررشته خویش گم کرده ام

بعالم یکی رهبرم آرزوست

مرا خورد یکبارگی غم دریغ

به گیتی یکی غم خورم آرزوست

بسی داوریها که دارم ولیک

یکی دادگر داورم آرزوست

زر و زیور من قناعت بس است

نگویم زر و زیورم آرزوست

برای عروسان بکر سخن

یکی تازه رو شوهرم آرزوست

درین عهد ناخوش که قحط سخاست

نگویم که سیم و زرم آرزوست

نه در خاطر و دل بگردد مرا

که این اسب و آن استرم آرزوست

کزین دهر نااهل حاش الوجوه

خری حر که یک نوبرم آرزوست

بدین بی بقائی چنین زندگی

ز اسلام دورم گرم آرزوست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵گردون ز برای هر خردمند
  2. شمارهٔ ۶بدان خدای که بر روی رقعه عظمت
  3. شمارهٔ ۷بدان خدای که هر دم به شکر خدمت او
  4. شمارهٔ ۸چنان به طبع کف راد اوست عاشق جود
  5. شمارهٔ ۹سرافرازا تو آن صدری که طبعت
  6. شمارهٔ ۱۰سوار صبحدم هر روز کز مشرق برون تازد
  7. شمارهٔ ۱۱ - در مدح شرف الدین علیصدر جهان که شعله از نور رای تو
  8. شمارهٔ ۱۲ای سرافرازی که بر خورشید چرخ
همه‌ی مقطعات ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.