پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

مقطعات

شمارهٔ ۱۰

سوار صبحدم هر روز کز مشرق برون تازد

سپر برگیرد و شمشیر و با من جنگ آغازد

به خون حنجرم خنجر بیالاید سحرگاهی

به قصد خون به بالین هنرمندی دگر تازد

از آن دونی که گردون راست اندر نام و در همت

به جز کار کسی کودون بود نظر نیندازد

چنان سازد که هر آزاده را از پای سرگیرد

چنان خواهد که هر دون را به گردون سربرافرازد

ورا از سازگاری این گره چندانی افتاد است

که یک ساعت به کار هیچ درویشی نپردازد

درازش دست و تیغش تیز و حکمش بر همه نافذ

دو تا گردون به خیره پشت کوزی را که می سازد

مرا طالع کمانداری ست خودبین راست اندازی

که تا در جعبه خود تیر بیند در من اندازد

وفاقی نیست در تیرش ولی در قصد من باری

چو جان با تن درآمیزد چو می با آب درسازد

به قصد و عمد صد بارم به مالد گوش چون بربط

که یک روز از سر سهوی مرا چون چنگ بنوازد

چو موم از انگبین از عیش خود دورم کند آنگه

چو شمع و شکرم در آتش و در آب بگدازد

مرا در ششدر محنت همی سنجد به استادی

چه استادی نماید وه نه دست خویش می‌بازد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲ای سرافرازی که بر خورشید چرخ
  2. شمارهٔ ۱۳به حکم ایزد و اقرار جمله تاجوران
  3. شمارهٔ ۱۴خرد کز همه چیزها برتر است
  4. شمارهٔ ۱۵ - قطعه ای که به مسعود سعد سلمان نوشته شدهبوالفرج را در این بنا که در آن
  5. شمارهٔ ۱۶ای جوادی که کوه و دریا را
  6. شمارهٔ ۱۷ - در مدح ابونصر پارسیسال عمر عزیز آن نو گشت
  7. شمارهٔ ۱۸ - در مدح ابونصر پارسیهمای خلعت عالی فکند سایه بر آن
همه‌ی مقطعات ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.