پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

مقطعات

شمارهٔ ۱۳

به حکم ایزد و اقرار جمله تاجوران

پناه و پشت جهان عز دین تواند بود

ستوده نصرت دین آنکه ذات نصرت و فتح

همیشه رایت او را قرین تواند بود

چو شد حسام و یمینش یمین فتح و ظفر

بدان خجسته حسام و یمین تواند بود

فلک چو بر قد او کسوت بقا دوزد

سعادتش علم آستین تواند بود

ملک ز اوج فلک می دهد به طبع اقرار

که او مهین ملوک زمین تواند بود

زهی ستوده کریمی که عهد دولت تو

جمال و زیب شهور و سنین تواند بود

یکی سخن ز خرد دوش باز پرسیدم

که او جواب گران مهین تواند بود

که هر کسی ز سخای شه است خرم و شاد

برای چیست که طبعم حزین تواند بود

جواب داد خرد کاین گمان مبر بسخاش

که در گمان همه غث و سمین تواند بود

اگر شود به مثل زنده حاتم طائی

ز خرمن کرمش خوشه چین تواند بود

نه نیز گویم شعرت بد است و نازیبا

از آنکه طبع تو سحر آفرین تواند بود

ز بخت تست مگر کز سخاش محرومی

حقیقت است که حال اینچنین تواند بود

چو این سخن بشنیدم از او بدانستم

که هر چه گفت خرد آن یقین تواند بود

دعای روح امین باد حرز بازوی تو

که حصن دعوت او بس حصین تواند بود

معین و یار تو بادا خدای عزوجل

به از خدای که یار و معین تواند بود

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۵ - قطعه ای که به مسعود سعد سلمان نوشته شدهبوالفرج را در این بنا که در آن
  2. شمارهٔ ۱۶ای جوادی که کوه و دریا را
  3. شمارهٔ ۱۷ - در مدح ابونصر پارسیسال عمر عزیز آن نو گشت
  4. شمارهٔ ۱۸ - در مدح ابونصر پارسیهمای خلعت عالی فکند سایه بر آن
همه‌ی مقطعات ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.