پرش به محتوای اصلی
رضاقلی خان هدایت رضاقلی خان هدایت

روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین

بخش ۴۸ - حسین بیضاوی قَدَّسَ سِرُّه العزیز

از اهل بیضا و آن از بلاد فارس است. کنیت جناب شیخ ابوالمغیث و لقبش منصور. شیخی است بین الخواص و العوام مشهور. ارادت به شیخ عمر بن عثمان مکی خلیفهٔ شیخ جنید بغدادی داشته. در همهٔ کمالات عَلَم کمال افراشته. شیخ شبلی گفته که من و حلاج هم مشربیم اما مرا اظهار دیوانگی خلاص ساخت و او را عقل در بلا انداخت. شیخ ابوسعید ابوالخیر و شیخ فرید عطار و مولوی معنوی و جمعی کثیر از اعاظم این طایفه وی را ستوده‌اند و بعضی انکار نموده‌اند. احوالات غریب و کرامات عجیب از وی در کتب مسطور است و بعضی خود مشهور است.شیخ ابوعبداللّه بن محمد الخفیف که به شیخ کبیر شهرت نموده، گفته است که چون شیخ منصور را به سبب کلمهٔ مشهور محبوس نمودند روزی پیش وی رفتم گفتم: که از این سخن باز آی تا خلاصی یابی. فرمود: آن که گفته عذر خواهد. غرض، در سنهٔ ۳۰۹ دست و پای شیخ را قطع کرده در باب الطاق بغداد بر دار زده تیر باران کردند. بعد سوختند و خاکسترش را بر باد دادند.

نظم

روا باشد اناالحق از درختی

روا نبود چرا از نیک بختی

و کتاب نورالاصل و کتاب جسم الاکبر و کتاب جسم الاصغر و کتاب بستان المعرفة و طاسین الازل از آن جناب است و فقیر هیچ یک را تاکنون ندیده‌ام. تیمناً و تبرکاً چند بیت از افکار ابکار او نوشته شد:

‌

اَنا اَنا أمْاَنْتَ هَذَا اِلَهینِ

حاشایَ حاشایَ مِنْاِثْباتِکَ اثْنَیْنِ

هُویَّتی هَلَک فِی لائِیَّتی أَبَداً

کُلٌّ عَلَی الْکُلِّ تَلْبِیْسٌ بِوَجْهَیْنِ

فَأَیْنَ ذَاتُکَ عَنِّی حَیْثُ کُنْتُ أَرَی

فَقَدْتَبیَّنَ ذاتِی حَیْثُ لابین

وَنُوْرُ وَجْهِکَ مَفْقُودٌ بِناظرتِی

فِی ناظِر الْقَلْبِ أمْفِی ناظِرِ الْعَیْنِ

بَیْنِی وَبَیْنَکَ اِنّی یُنازِعُنی

فَارْفَعْبِلُطْفِکَ اِنِّیٌّ مِنَ الْبَیْنِ

وَاللّهِ مَا طَلَعَتْشَمْسٌ وَلا غَرَبَتْ

إلا وَذِکْرُکَ مَقْرُوْنٌ بِأنْفاسی

وَلا ذَکَرْتُکَ مَحْزُوناً وَلافَرِحاً

إلّاوَأَنْتَ مُنَی قَلْبِی وَوَسْواسِی

وَلا جَلَسْتُ اِلَی قَوْمٍ أُحَدِّثُهُمْ

اِلّا و أنْتَ حَدِیثْی بَیْنَ جُلاَّسِی

وَلا هَمَمْتُ بِشُرْبِ اِلْماءِ مِنْعَطَش

اِلّاَ رأَیْتُ خَیالاً مِنْکَ فِی الْکاسِی

٭٭٭

کَفَرْتُ بِدِیْنِ اللّهِ وَالْکُفْرُ واجِبٌ

لَدَیَّ وَعِنْدَ المُؤمنینَ قَبِیْحٌ

ادامه‌ی روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین

  1. بخش ۵۰ - حزین لاهیجی قُدِّسَ روحهاصلش از لاهیجان رشت و نامش شیخ محمدعلی و از متأخرین است. در اواخر دولت صفویه ظهور نموده و صاحب کمالات صوری و معنوی بوده و خطوط را نیکو رقم می‌نمود. آذربایجان و خراسان و عراق و فارس را سیاحت کرده و از راه لارستان و بندر عباسی روی به هندوستان آورد. در دهلی
  2. بخش ۵۱ - حسین کاشی رحمة اللّه علیهو هُوَ مولانا حسین بن حسن از اکابر علما و اماجد فضلا و اعاظم عرفا بوده. دست ارادت به جناب شیخ ابوالوفای خوارزمی که از مشایخ سلسلهٔ علیهٔ ذهبیه بوده، داده است و حسب الاجازهٔ وی پا در بیابان سیر وسلوک نهاده. به یمن همت وی طی مقامات طریقت و تحصیل معارف حقیقت
  3. بخش ۵۲ - حقّی خوانساری علیه الرحمهاز شیخ زادگان آن ولایت و آن از قرای اصفهان و آن جناب خود نیز مقام شیخی داشته. عارفی مجرد و عاشقی موحد بود. در سنهٔ ۱۰۳۷ رحلت نموده. این رباعی از او است:
  4. بخش ۵۳ - حسّان بن ثابت اسدیاز فصحای شعرای اعراب و از فضلای ندمای اصحاب و مداح حضرت نبوی صلعم و قصاید عالیه در نعت حضرت ختمی مآب عرض نموده. حالاتش در کتب تواریخ مسطور و ابیاتش در السنه و افواه، مذکور است. وقتی جناب عارف حقّانی، حارثه را که از اصحاب است، حالتی ظاهر شده و بی خودی سرزد
  5. بخش ۵۴ - خسرو دهلوی قُدِّسَ سِرُّهامیر یمین الدین خسرو بن امیر محمود از مشاهیر امرا و شعرا بوده. پدرش از ترکستان و از طایفهٔ لاچین و سالها در دهلی به منصب امارت بر همگنان مباهی بوده. از سلطان محمد تغلق شاه الطاف دیده. عاقبت در غزوهٔ کفره شهید گردید و خلف الصدق او خسرو به مرتبهٔ امارت سربل
  6. بخش ۵۵ - خواجوی کرمانی علیه الرحمهاز مشاهیر ارباب عرفان و ایقان و ازمداحان سلطان ابوسعید خان. آخر ترک و تجرید گزید وبه خدمت جمعی از مشایخ رسید. سر ارادت بر آستان جناب عارف ربانی شیخ رکن الدین علاءالدوله سمنانی نهاد و به مدارج حقیقت و طریقت او را مدارج دست داد. شاعری فصیح است و دیوان دارد،
  7. بخش ۵۶ - خلیل طالقانی قُدِّسَ سِرُّهاز افاضل روزگار و از عرفای والامقدار بوده. خدمت بسیاری از مشایخ طبقهٔ صوفیه را نموده. در سنهٔ خمسین در اصفهان زاویه نشین گردید و سی سال به انزوا گذرانید. اوقات خود را تبعیض کرده، سهمی را به ذکر و فکر و عبادات و ریاضات مشغول نموده و سهمی را مصروف کتابت کتب
  8. بخش ۵۷ - خیالی هرویاز اهالی شهر مذکور و به کمالات صوریه و معنویه مشهور. عاشقی مجرد و سالکی موحد بوده و علی قلیخان لگزی این اشعار مشهور را در تذکرهٔ خود به نام او قلمی نموده:
همه‌ی روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین ←

رضاقلی خان هدایت درباره‌ی رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان متخلص به هدایت (زادهٔ نیمهٔ محرم الحرام ۱۲۱۵ هجری قمری معادل ۱۸ خرداد ۱۱۷۹ هجری شمسی در تهران و درگذشتهٔ ماه ربیع‌الاول سال ۱۲۸۸ هجری قمری معادل ۸ تیر ۱۲۵۰ هجری شمسی تهران) ادیب، شاعر و تذکره‌نویس سدهٔ سیزدهم هجری قمری در ایران در دوران حکومت قاجار بود. وی از ابتدای جوانی شعر می‌سرود و «چاکر» تخلّص می‌کرد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.