پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

منظومه‌ها

گل یخ

به دی‌ماه کز گشت گردان سپهر

سحاب افکند پرده بر روی مهر

ز دم‌سردی ابر سنجاب‌پوش

ردای قصب کوه گیرد به دوش

جهان پوشد از برف سیمین حریر

کشد پرده سیمگون آبگیر

شود دامن باغ از گل تهی

چمن ماند از زلف سنبل تهی

در آن فتنه‌انگیز طوفان مرگ

که نه غنچه ماند به گلبن نه برگ

گلی روشنی‌بخش بستان شود

چراغ دل بوستانیان شود

صبا را کند مست گیسوی خویش

جهان را برانگیزد از بوی خویش

گل یخ بخوانندش و ای شگفت

کزو باغ افسرده گرمی گرفت

ز گل‌ها از آن سر برافراخته است

که با باغ بی‌برگ و بر ساخته است

تو نیز ای گل آتشین‌چهر من

که انگیختی آتش مهر من

ز پیری چو افسرد جان در تنم

تهی از گل و لاله شد گلشنم

سیه‌کاری اختر سیه‌فام

سیه موی من کرد چون سیم خام

سهی سروم از بار غم گشت پست

مرا برف پیری به سرنشست

به دلجویم در کنار آمدی

ز مستان غم را بهار آمدی

گل یخ گر آورد بستان به دست

مرا آتشین‌لاله‌ای چون تو هست

ز گلچهرگان سر بر افراختی

که با جان افسرده‌ای ساختی

ادامه‌ی منظومه‌ها

  1. سنگریزهروزی به جای لعل و گهر سنگریزه‌ای
  2. ساز محجوبیآنکه جانم شد نواپرداز او
  3. مریم سپیدعروس چمن مریم تابناک
  4. بهار عشقروان‌پرور بود خرم‌بهاری
همه‌ی منظومه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.