پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

منظومه‌ها

بهار عشق

روان‌پرور بود خرم‌بهاری

که گیری پای سروی دست یاری

وگر یاری نداری لاله‌رخسار

بود یکسان به چشمت لاله و خار

چمن بی‌هم‌نشین زندان جان است

صفای بوستان از دوستان است

غمی در سایه جانان نداری

وگر جانان نداری جان نداری

بهار عاشقان رخسار یار است

که هرجا نوگلی باشد بهار است

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.