پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

منطق‌العشاق

بخش ۶۴ - غزل

ز جام عاشقی مستم دگر بار

بریدم مهر و پیوستم دگر بار

به دام عاقلی افتاده بودم

ز دام عاقلی جستم دگر بار

ز عشقت توبه کردم، چون بدیدم

ترا، آن توبه بشکستم دگر بار

وجودم نیست گشت از عشق، تا تو

نپنداری که من هستم دگر بار

مرا معذور دار، ار بر خروشم

که هم دیوانه، هم مستم دگر بار

ز دم در دامنت دست، ار بگیری

درین بیچارگی دستم دگر بار

ادامه‌ی منطق‌العشاق

  1. بخش ۶۶ - رسیدن نامهٔ عاشق به معشوقچو گوش ماهرخ پر شد ز زاری
  2. بخش ۶۷ - خلاصهٔ سخنز بهر آنکه ناچارست دیدن
  3. بخش ۶۸ - حکایتبپرسیدند از محمود غازی:
  4. بخش ۶۹ - تمامی سخندگر بار آن بت از خواری پشیمان
  5. بخش ۷۰ - نامهٔ دهم از زبان معشوق به عاشقزهی! از جام مهرت مست گشته
  6. بخش ۷۱ - غزلکه روز غم بسر خواهد شد آخر
  7. بخش ۷۲ - مثنویکه یار بیوفا با مهر شد جفت
  8. بخش ۷۳ - شنیدن عاشق سخن معشوق راچو آمد نامهٔ معشوق چالاک
همه‌ی منطق‌العشاق ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.