پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۱۳ - در صفت خانقاه و مدرسه

ای در علم و خانهٔ دستور

چشم بد باد از آستان تو دور

رفته بر خط استوار عرشت

همدم خطهٔ بقا فرشت

کوه پیش درت کمر بسته

زیر بارت زمین جگر خسته

برده ابداعیان کن فیکون

چارحدت ز شش جهة بیرون

در حصار تو گنبد گردان

کو توال تو همت مردان

شد سعادت طلایه بر تبریز

تا فگندی تو سایه بر تبریز

از پی ضبط سفره و خوانت

تا مهیا شود سبک نانت

آسمان گشت و کوکبی انبوه

آسیابان بر آب بلیان کوه

مال تبریز خرج خوان تو نیست

بال سرخاب را توان تو نیست

هر که رخ در رخ سپاس نهد

در جهان اینچنین اساس نهد

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۱۵ - در تخلص به اسم خواجه غیاث‌الدینای دل، از حکم زیجهای کهن
  2. بخش ۱۶ - در طاماتساقی ار صاف نیست، زان دردی
  3. بخش ۱۷ - در غزلمطرب، آخر تو نیز شادم کن
  4. بخش ۱۸ - سؤال از حقیقت کایناتای پژوهندهٔ حقایق کن
  5. بخش ۱۹ - در صفت علمعلم بالست مرغ جانت را
  6. بخش ۲۰ - در مضمون این کتابنامهٔ اولیاست این نامه
  7. بخش ۲۱ - در قسمت کتابدوش کردم به خرمی عزمی
  8. بخش ۲۲ - دور اول در مبدا آفرینشروز شد، ای حکیم، از آن منزل
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.