پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۱۶ - در طامات

ساقی ار صاف نیست، زان دردی

قدحی ده، که خواب من بردی

نیست صافی، مهل که جوش کنم

جام دردم بده، که نوش کنم

صف پیشینه صاف‌ها خوردند

درد دردی به من رها کردند

درد دل را به درد بنشانم

درد بهتر که درد بر جانم

اقتضای زمان ما اینست

چه توان کرد؟ از آن ما اینست

گر چه آن دوستان ز دست شدند

خنک آنان که زود مست شدند!

دلم از جان خویش سیر آمد

دور او بیش ده، که دیر آمد

مست بگذار در بیابانش

شب چو بیگه شود بخوابانش

جایش این به که جای خوابی هست

ور خمارش کند شرابی هست

روز مرگ ار به حال بد باشم

بده این جام، تا به خود باشم

چون اجل در کشد به خود تنگم

بنه این جام بر سر سنگم

تا چو آید دل از دهان بر لب

جام بر کف رویم و جان بر لب

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۱۸ - سؤال از حقیقت کایناتای پژوهندهٔ حقایق کن
  2. بخش ۱۹ - در صفت علمعلم بالست مرغ جانت را
  3. بخش ۲۰ - در مضمون این کتابنامهٔ اولیاست این نامه
  4. بخش ۲۱ - در قسمت کتابدوش کردم به خرمی عزمی
  5. بخش ۲۲ - دور اول در مبدا آفرینشروز شد، ای حکیم، از آن منزل
  6. بخش ۲۳ - در ترتیب ظهور موالید ثلاثه اول در صفت معدنجرم خورشید گرد پیکر خاک
  7. بخش ۲۴ - در تکوین نباتات و اشجاروین چهار آخشیج را به درست
  8. بخش ۲۵ - در ظهور حیوانباز چون در مزاج این ارکان
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.