پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

فی لسان الاصفهانیه

شمارهٔ ۴

سر ترسم که پابند هوای تو نبو

دل نشو کرت که خاک کف پای تو نبو

دیم خورشید که لسیش و سرکفت ب

روشنو این که بسوی و سیمای تو نبو

شیخ و قاضیت برینند بر به رک بمهر

چشم شیخ و دل قاضی و گوای تو نبو

ورم هر مالی هژیر ترا گر عرض کرند

یعلم الله که هیچ کسم بپای تو نبو

هزرت دات که دین و دل و دینی ایرو

سهل بو این همه ترسان که رای تو نبو

م زین بوس تو ناچار بکو کرت ایرو

و سر کو اگرم سر و سرای تو نبو

وازنه واژن که ون گردجهان کمتر کوش

کی م ویکاره توقع بوفای تو نبو

پای جور تو کی شود ارت که دین چرخ کوود

مرد ویداد زلف سمن سای تو نبو

اگرت ذره صفت خلق و رستند بمهر

سربسر بکشته که یک ذره و نای تو نبو

اوحدی تا که تساو توشه جیش بدی

چشم آن خود جه بوینو که وشای تو نبو

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.