پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی اوحدالدین کرمانی

اشعار و قطعات پراکندهٔ دیگر

شمارهٔ ۲ - در رثای شروانشاه اخستان

جمیع الناس غمگینٌ که شروان شاههم مرده است

وفات شاههم اکنون طرب من قلبهم برده است

بهذا الصرصر العاصف کزو شروان مشوّش شد

درخت القلبشان خشک و گل الارواح پژمرده است

زن و مرد بلد جمله لِاَجل تلخی موتش

خراشان وجه، گریان چشم، بریان قلب و آزرده است

اگر چه موته صعبٌ لهم الصّبر اولی تر

که انفاس همه خلقان علیهم یک یک اشمرده است

وگر باور نمی‌داری که ما قَد قلته صدقٌ

فقل لی ایُّ مکتوبٍ که اسمش مرگ نسترده است

ادامه‌ی اشعار و قطعات پراکندهٔ دیگر

  1. شمارهٔ ۴جانا به جز از یاد تو در سر هوسم نیست
  2. شمارهٔ ۵اگر به حضرت عالی نمی شوم چاکر
  3. شمارهٔ ۶بر زمین آن درخت چیست که او
  4. شمارهٔ ۷به شرط آنکه هر کاو مست گردد
  5. شمارهٔ ۸عنقاء مُغر بست درین دور خرّمی
  6. شمارهٔ ۹ما تو را حرمتی اگر داریم
  7. شمارهٔ ۱۰به شب چندان خور ای جان بادهٔ ناب
همه‌ی اشعار و قطعات پراکندهٔ دیگر ←

اوحدالدین کرمانی درباره‌ی اوحدالدین کرمانی

وحدالدین حامد بن ابی الفخر معروف به اوحد کرمانی (زادهٔ ۵۶۱ هجری قمری در بردسیر (جواشیر) کرمان – درگذشتهٔ ۳ شعبان ۶۳۵ هجری قمری در بغداد) از صوفیان و رباعی‌گویان مشهور ایران در سده‌های ششم و هفتم هجری است. او در جوانی به بغداد رفت و در آنجا تحصیل کرد و سپس به حلقه مریدان شیخ شمس‌الدین سجاسی (زنده در ۶۰۶ ق) پیوست و از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.