فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ هر کس که سفر کرد پسندیده شود
- شمارهٔ ۲ جز دُرد سفر دلم نمی آشامد
- شمارهٔ ۳ اینجا اگرم کار به فرهنگ نشد
- شمارهٔ ۴ تا در سر من فتاد سودای وداع
- شمارهٔ ۵ هر بازو را زور کمان تو کجاست
- شمارهٔ ۶ در عشق دل خراب چتواند کرد
- شمارهٔ ۷ ای دل به سری پر زهوس چتوان کرد
- شمارهٔ ۸ کس مشکل اسرار حقیقت نگشاد
- شمارهٔ ۹ رویی نه که از هوای او بگریزم
- شمارهٔ ۱۰ هر چند به دل سوختهٔ درد توَم
- شمارهٔ ۱۱ رویی نه که پشت جان قوی ماند ازو
- شمارهٔ ۱۲ روزیت به مهر من نمی سوزد دل
- شمارهٔ ۱۳ چون سر بنهادیم کلاهی کم گیر
- شمارهٔ ۱۴ ما را به خرابات به کس نسپارند
- شمارهٔ ۱۵ درمان طلب از طبیب اگر رنجوری
- شمارهٔ ۱۶ هر کس که زدردی به دوایی برسد
- شمارهٔ ۱۷ چون نیست [امید] خلق بر وفق مراد
- شمارهٔ ۱۸ روزی است که دار و گیر خواهد بودن
- شمارهٔ ۱۹ ای دل چه گرفته است غم کام تو را
- شمارهٔ ۲۰ از گردش گردون که فلک گردان است
- شمارهٔ ۲۱ مدهوش تو را ترانه ای بس باشد
- شمارهٔ ۲۲ فریاد که آن سرو چمن می خسبد
- شمارهٔ ۲۳ گر نیست دلت شاد به تقصیر و قصور
- شمارهٔ ۲۴ یکچند فلک به کام ما گردان بود
- شمارهٔ ۲۵ افسوس که خلق سخت کوته نظرند
- شمارهٔ ۲۶ ما اطیب عیشی معه لولایی
- شمارهٔ ۲۷ جانا غم تو زهر چه گویی بتر است
- شمارهٔ ۲۸ دل در سر عهد استوار خویش است
- شمارهٔ ۲۹ بر قد دلم راست قبای غم تست
- شمارهٔ ۳۰ جان در تن من زنده برای غم تست
- شمارهٔ ۳۱ ای دل غم عاشقی تو را تنها نیست
- شمارهٔ ۳۲ من با غم عشق تو نباشم جز شاد
- شمارهٔ ۳۳ خواهم که مرا با غم او خو باشد
- شمارهٔ ۳۴ در هر نفسی درد سری آرد غم
- شمارهٔ ۳۵ در پای تو گردد سر هر گردن پست
- شمارهٔ ۳۶ مسکین دل من که رای دارد با غم
- شمارهٔ ۳۷ من در غم عشقت غم عالم نخورم
- شمارهٔ ۳۸ آن کز دل اوست بر دل من هر غم
- شمارهٔ ۳۹ سیر آمدم از غم دمادم خوردن
- شمارهٔ ۴۰ غم گفت کزو دو دیده خون باید کرد
- شمارهٔ ۴۱ دل در غم غم زنش که غم با غم خورد
- شمارهٔ ۴۲ بیگانهٔ جان شد دل و خویش غم تو
- شمارهٔ ۴۳ سبحان الله چه سخت کاری غم تو
- شمارهٔ ۴۴ هر جا که غم است زنگ آیینهٔ ماست
- شمارهٔ ۴۵ مسکین دل برخاسته هر جا که نشست
- شمارهٔ ۴۶ عاقل آن است که سخرهٔ غم نشود
- شمارهٔ ۴۷ هرگه که دلم فرصت آن در جوید
- شمارهٔ ۴۸ ناجنس حلاوت جوانی بُبَرد
- شمارهٔ ۴۹ ناکس که به کس شود نمازی نبود
- شمارهٔ ۵۰ نارنج و ترنج بر سر خار که دید
- شمارهٔ ۵۱ او را طلبی و تو منی اینت غلط
متن اشعار به نقل از گنجور.