پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی

الباب التاسع: فی السفر و الوداع

۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ هر کس که سفر کرد پسندیده شود
  2. شمارهٔ ۲ جز دُرد سفر دلم نمی آشامد
  3. شمارهٔ ۳ اینجا اگرم کار به فرهنگ نشد
  4. شمارهٔ ۴ تا در سر من فتاد سودای وداع
  5. شمارهٔ ۵ هر بازو را زور کمان تو کجاست
  6. شمارهٔ ۶ در عشق دل خراب چتواند کرد
  7. شمارهٔ ۷ ای دل به سری پر زهوس چتوان کرد
  8. شمارهٔ ۸ کس مشکل اسرار حقیقت نگشاد
  9. شمارهٔ ۹ رویی نه که از هوای او بگریزم
  10. شمارهٔ ۱۰ هر چند به دل سوختهٔ درد توَم
  11. شمارهٔ ۱۱ رویی نه که پشت جان قوی ماند ازو
  12. شمارهٔ ۱۲ روزیت به مهر من نمی سوزد دل
  13. شمارهٔ ۱۳ چون سر بنهادیم کلاهی کم گیر
  14. شمارهٔ ۱۴ ما را به خرابات به کس نسپارند
  15. شمارهٔ ۱۵ درمان طلب از طبیب اگر رنجوری
  16. شمارهٔ ۱۶ هر کس که زدردی به دوایی برسد
  17. شمارهٔ ۱۷ چون نیست [امید] خلق بر وفق مراد
  18. شمارهٔ ۱۸ روزی است که دار و گیر خواهد بودن
  19. شمارهٔ ۱۹ ای دل چه گرفته است غم کام تو را
  20. شمارهٔ ۲۰ از گردش گردون که فلک گردان است
  21. شمارهٔ ۲۱ مدهوش تو را ترانه ای بس باشد
  22. شمارهٔ ۲۲ فریاد که آن سرو چمن می خسبد
  23. شمارهٔ ۲۳ گر نیست دلت شاد به تقصیر و قصور
  24. شمارهٔ ۲۴ یکچند فلک به کام ما گردان بود
  25. شمارهٔ ۲۵ افسوس که خلق سخت کوته نظرند
  26. شمارهٔ ۲۶ ما اطیب عیشی معه لولایی
  27. شمارهٔ ۲۷ جانا غم تو زهر چه گویی بتر است
  28. شمارهٔ ۲۸ دل در سر عهد استوار خویش است
  29. شمارهٔ ۲۹ بر قد دلم راست قبای غم تست
  30. شمارهٔ ۳۰ جان در تن من زنده برای غم تست
  31. شمارهٔ ۳۱ ای دل غم عاشقی تو را تنها نیست
  32. شمارهٔ ۳۲ من با غم عشق تو نباشم جز شاد
  33. شمارهٔ ۳۳ خواهم که مرا با غم او خو باشد
  34. شمارهٔ ۳۴ در هر نفسی درد سری آرد غم
  35. شمارهٔ ۳۵ در پای تو گردد سر هر گردن پست
  36. شمارهٔ ۳۶ مسکین دل من که رای دارد با غم
  37. شمارهٔ ۳۷ من در غم عشقت غم عالم نخورم
  38. شمارهٔ ۳۸ آن کز دل اوست بر دل من هر غم
  39. شمارهٔ ۳۹ سیر آمدم از غم دمادم خوردن
  40. شمارهٔ ۴۰ غم گفت کزو دو دیده خون باید کرد
  41. شمارهٔ ۴۱ دل در غم غم زنش که غم با غم خورد
  42. شمارهٔ ۴۲ بیگانهٔ جان شد دل و خویش غم تو
  43. شمارهٔ ۴۳ سبحان الله چه سخت کاری غم تو
  44. شمارهٔ ۴۴ هر جا که غم است زنگ آیینهٔ ماست
  45. شمارهٔ ۴۵ مسکین دل برخاسته هر جا که نشست
  46. شمارهٔ ۴۶ عاقل آن است که سخرهٔ غم نشود
  47. شمارهٔ ۴۷ هرگه که دلم فرصت آن در جوید
  48. شمارهٔ ۴۸ ناجنس حلاوت جوانی بُبَرد
  49. شمارهٔ ۴۹ ناکس که به کس شود نمازی نبود
  50. شمارهٔ ۵۰ نارنج و ترنج بر سر خار که دید
  51. شمارهٔ ۵۱ او را طلبی و تو منی اینت غلط

متن اشعار به نقل از گنجور.