پرش به محتوای اصلی
عنصری عنصری

قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

شمارهٔ ۲۵

مشکین شود چو باد بزلف تو بگذرد

عاشق شود کسیکه بروی تو بنگرد

بر غالیه بماند بر عارض تو باد

گاهش برو بمالد و گه باز بسترد

گر پشت یابد از رخ تو لاله بشکفد

وز بیم غمزگان تو نرگس بپژمرد

نیرنگ جادوانه و ارتنگ چینیان

هر شب بنزد چشم و رخ تو که آورد

و آن صد هزار حلقۀ مشکین پر شکن

هر ساعتی بگرد گل تو که گسترد

چشم تر است مایۀ نیرنگ و دلبری

نرگس ندیده ام که بنیرنگ دل برد

طبعی بر آن دو زلف تو چندان گره فتاد

کش مرد هندسی به دو صد سال نشمرد

ادامه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

  1. شمارهٔ ۲۷دلبر صنمی دارم شکر لب و مرمر بر
  2. شمارهٔ ۲۸ای دریغا کزین منور جای
  3. شمارهٔ ۲۹گر چو شته دلت بیفشارند
  4. شمارهٔ ۳۰گولی تو از قیاس که گر بر کشد کسی
  5. شمارهٔ ۳۱فغان زان پریچهر عیار یار
  6. شمارهٔ ۳۲حکایت کند نرگس اندر چمن
  7. شمارهٔ ۳۳تو گفتی ز اسرار ایشان همی
  8. شمارهٔ ۳۴تویی آن داور محکم که از دادش بنی آدم
همه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید ←

عنصری درباره‌ی عنصری

ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر پارسی‌گوی بلخ، مشهور به عنصری بلخی در سال ۳۵۰ هجری قمری زاده شد. امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، وی را به غزنه فراخواند. سلطان محمود غزنوی به او توجه نشان داد و به او عنوان ملک‌الشعرایی داد. عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری درگذشت. دولتشاه سمرقندی در تذکرهٔ خویش در باب عنصری چنین می‌ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.