پرش به محتوای اصلی
عنصری عنصری

قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

شمارهٔ ۳۱

فغان زان پریچهر عیار یار

که با منش دائم به پیکار کار

دو زلف سیاهش بماند بدان

که دو زاغ دارد بمنقار قار

دهانی چو یک نار دانه دو نیم

مرا هست در دل از آن نار نار

بنزد بزرگان بزرگم ولی

بنزدیک آن چشم خونخوار خوار

بیاد توام نوش گردد همی

بکام اندرون زهر و دشوار وار

چنان گشتم از فرقت آن نگار

که بر من ز عشقست بلغار غار

اگر طمع کردی بجان و دلم

بدست و دل و جان تو بردار دار

ادامه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

  1. شمارهٔ ۳۳تو گفتی ز اسرار ایشان همی
  2. شمارهٔ ۳۴تویی آن داور محکم که از دادش بنی آدم
  3. شمارهٔ ۳۵بگیر ای شاه آزادت ملک طبع و ملک زاده
  4. شمارهٔ ۳۶بسوی خورابه رایت کشید
  5. شمارهٔ ۳۷همی بکشتی تا آدمی نماند شجاع
  6. شمارهٔ ۳۸دل و دامن تنور کرد و غدیر
  7. شمارهٔ ۳۹بنام و کنیتت آراسته باد
  8. شمارهٔ ۴۰گرفت از ماه فروردین جهان فر
همه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید ←

عنصری درباره‌ی عنصری

ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر پارسی‌گوی بلخ، مشهور به عنصری بلخی در سال ۳۵۰ هجری قمری زاده شد. امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، وی را به غزنه فراخواند. سلطان محمود غزنوی به او توجه نشان داد و به او عنوان ملک‌الشعرایی داد. عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری درگذشت. دولتشاه سمرقندی در تذکرهٔ خویش در باب عنصری چنین می‌ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.