پرش به محتوای اصلی
عنصری عنصری

قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

شمارهٔ ۱۳۵

ای ماه سیه پوش تو روشن شده ماهی

هم شمع سرای من و هم پشت سپاهی

از قامت و قدّ تو برد سرو بلندی

وز حلقۀ زلف تو برد قیر سیاهی

جانم به صلاح آید از آن نوش لب تو

گر باز نیفزاید چشم تو تباهی

یعقوب اگر زنده شود باز به عالم

نشناسدت ای ترک ز پیغمبر چاهی

خسته دلم ای بت بگشایی و ببندی

چون زلف به رخ بر بفزائی و بکاهی

ادامه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳۷ز زلف تو برده ست شبوّی بوی
  2. شمارهٔ ۱۳۸حلقهٔ زلفش به گل بر غالیه دارد همی
  3. شمارهٔ ۱۳۹گویم ز دل خویش دهانت کنم ای دوست
  4. شمارهٔ ۱۴۰جزوی و کلی از دو برون نیست آنچ هست
  5. شمارهٔ ۱۴۱چون دو رخ او گر قمرستی بفلک بر
  6. شمارهٔ ۱۴۲فغان از آن دو سیه زلف و غمزگان که همی
  7. شمارهٔ ۱۴۳خوارزم گرد لشکرش ار بنگری همی
  8. شمارهٔ ۱۴۴الا تا همی بتابد بر چرخ کوکبی
همه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید ←

عنصری درباره‌ی عنصری

ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر پارسی‌گوی بلخ، مشهور به عنصری بلخی در سال ۳۵۰ هجری قمری زاده شد. امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، وی را به غزنه فراخواند. سلطان محمود غزنوی به او توجه نشان داد و به او عنوان ملک‌الشعرایی داد. عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری درگذشت. دولتشاه سمرقندی در تذکرهٔ خویش در باب عنصری چنین می‌ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.