پرش به محتوای اصلی
عنصری عنصری

قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

شمارهٔ ۱۳۷

ز زلف تو برده ست شبوّی بوی

ازو گشت پر مشک مشکوی و کوی

کجا جوی خون بینی ای دلربای

رخان مرا اندر آن جوی جوی

تو گوئی که دل شستم از تو چرا

دل از من چه شوئی دل از شوی شوی

چو چوگان خمیدست بدگوی ما

نباشم بچوگان بدگوی گوی

روان موی و اشکست آموی آب

چه ارزد بر آب آموی موی

ادامه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳۹گویم ز دل خویش دهانت کنم ای دوست
  2. شمارهٔ ۱۴۰جزوی و کلی از دو برون نیست آنچ هست
  3. شمارهٔ ۱۴۱چون دو رخ او گر قمرستی بفلک بر
  4. شمارهٔ ۱۴۲فغان از آن دو سیه زلف و غمزگان که همی
  5. شمارهٔ ۱۴۳خوارزم گرد لشکرش ار بنگری همی
  6. شمارهٔ ۱۴۴الا تا همی بتابد بر چرخ کوکبی
  7. شمارهٔ ۱۴۵جهانرا اگر چه هست ، فراوان کده رسد
  8. شمارهٔ ۱۴۶من طالب خنج تو شب و روز
همه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید ←

عنصری درباره‌ی عنصری

ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر پارسی‌گوی بلخ، مشهور به عنصری بلخی در سال ۳۵۰ هجری قمری زاده شد. امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، وی را به غزنه فراخواند. سلطان محمود غزنوی به او توجه نشان داد و به او عنوان ملک‌الشعرایی داد. عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری درگذشت. دولتشاه سمرقندی در تذکرهٔ خویش در باب عنصری چنین می‌ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.