پرش به محتوای اصلی
عمان سامانی عمان سامانی

گنجینة الاسرار

بخش ۲۰

در بیان اشتداد وجد و حال و انقلاب حالت آن سید بی همال که مبادا فدایی آید یا بدائی رخ نماید:

ز آن نمی‌آرم بر آوردن خروش

ترسم او را آن خروش آید بگوش

باورش آید که ما را تاب نیست

تاب کتان در بر مهتاب نیست

رحمت آرد بر دل افکار ما

بخشد او بر ناله‌های زار ما

اندک اندک دست بر دارد ز جور

ناقص آید، بر من، این فرخنده دور

سرخوشم، کان شهریار مهوشان

کی به مقتل پا نهد دامن کشان

عاشقان خویش بیند سرخ رو

خون روان از چشمشان مانند جو

غرق خون افتاده در بالای خاک

سوده بر خاک مذلت، روی پاک

جان بکف بگرفته از بهر نیاز

چشمشان بر اشتیاق دوست، باز

بر غریبیشان کند خوش خوش نگاه

بر ضعیفیشان بخندد، قاه قاه

لب چو بربست آن شه دلدادگان

حرز جا جست، آن سر آزادگان

گفت: کای صورتگر ارض و سما

ای دلت، آینه‌ی ایزد نما

اول این آیینه از من یافت زنگ

من نخست انداختم بر جام سنگ

باید اول از پی دفع گله

من بجنبانم سر این سلسله

شورش اندر مغزمستان آورم

می بیاد می پرستان آورم

پاسخش را از دو مرجان ریخت، در

گفت احسنت انت فی الدارین حر

قصد جانان کرد و جان بر باد داد

رسم آزادی به مردان، یاد داد

ادامه‌ی گنجینة الاسرار

  1. بخش ۲۲در ازدیاد وجد و اشتداد شوق بر مشرب اهل عرفان و ذوق و اشارت به مراتب عالیه‌ی زبده و برگزیده‌ی ناس حضرت ابوالفضل العباس سلام اللّه علیه بر سبیل اجمال گوید:
  2. بخش ۲۳در توجه به عالم خراباتیان صاحبدل و اخوان مقبل و استمداد و همت و شروع به مصیبت فخر الشهداء حضرت ابوالفضل العباس سلام الله علیه:
  3. بخش ۲۴در بیان اینکه طی وادی طریقت و قطع جاده‌ی حقیقت را، همّتی مردانه در کارست که آن جامه مناسب براندام قابلیت هر کس و پای مجاهده‌ی هر نالایق را پایه‌ی دسترس نیست لمؤلفه:
  4. بخش ۲۵در بیان شرذمه‌ای از مقامات و مجموعه‌ای از کرامات قدوة النقباء و نخبة النجباء جناب قاسم سلام اللّه علیه:
  5. بخش ۲۶در بیان فیض بخشی آن سر حلقۀ راستین و اسرار شکافتن آستین و مراتب پرده از اسرار برداشتن و نکتۀ توحید را از راه مکاشفات، معلوم عروس خود داشتن که بر مصداق: اولیائی تحت قبابی لایعرفهم غیری ما را تا ابد زندگی و دوام و دولت و پایندگیست:
  6. بخش ۲۷در بیان اینکه طالبان راه و عاشقان لقاءاللّه را، از خلع تعینات و قلع تعلقات که هر یک مقصد را، سد راهند و حجابی همت کاه گریزی نیست چه عارف را حذر از آفات و موحد را، اسقاط اضافات واجبند لله در قائله:
  7. بخش ۲۸در بیان جواب دادن آن ولی اکبر با توجهات و تفقدات مر نوردیده‌ی خود، علی اکبر را برمصداق اینکه، بهرچه از دوست و امانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان» بر مذاق اهل عرفان گوید:
  8. بخش ۲۹در بیان مرخص نمودن جناب علی اکبر سلام اللّه علیه را، و امر به تمکین و تسلیم فرمودن، گوید:
همه‌ی گنجینة الاسرار ←

عمان سامانی درباره‌ی عمان سامانی

میرزا نوراﷲ بن میرزا عبداﷲ بن عبدالوهاب چهارمحالی اصفهانی ملقب به تاج الشعراء مشهور به عمان سامانی از شاعران معروف شهر سامان از توابع شهرستان شهرکرد استان چهارمحال و بختیاری ایران است. وی از شاعران صاحب نام و پر آوازه سالهای ۱۲۵۸ تا ۱۳۲۲ قمری است، نیاکان او همه از دری سرایان، پارسی گویان و آذری سرایان اعصار خود بوده‌ان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.