پرش به محتوای اصلی
عمان سامانی عمان سامانی

گنجینة الاسرار

بخش ۲۲

در ازدیاد وجد و اشتداد شوق بر مشرب اهل عرفان و ذوق و اشارت به مراتب عالیه‌ی زبده و برگزیده‌ی ناس حضرت ابوالفضل العباس سلام اللّه علیه بر سبیل اجمال گوید:

باز لیلی زد به گیسو شانه را

سلسله جنبان شد این دیوانه را

سنگ بر دارید ای فرزانگان

ای هجوم آرنده بر دیوانگان

از چه بر دیوانه‌تان، آهنگ نیست

او مهیا شد، شما را سنگ نیست

عقل را با عشق، تاب جنگ کو؟

اندرین جا سنگ باید، سنگ کو؟

باز دل افراشت از مستی علم

شد سپهدار علم، جف القلم

گشته با شور حسینی، نغمه گر

کسوت عباسیان کرده به بر

جانب اصحاب، تازان با خروش

مشکی از آب حقیقت پر، به دوش

کرده از شط یقین، آن مشک پر

مست و عطشان همچو آب آورشتر

تشنه‌ی آبش، حریفان سر بسر

خود ز مجموع حریفان، تشنه‌تر

چرخ زاستسقای آبش در طپش

برده او بر چرخ بانگ العطش

ای ز شط سوی محیط آورده آب

آب خود را ریختی، واپس شتاب

آب آری سوی بحر موج خیز!

بیش ازین آبت مریز آبت بریز

ادامه‌ی گنجینة الاسرار

  1. بخش ۲۴در بیان اینکه طی وادی طریقت و قطع جاده‌ی حقیقت را، همّتی مردانه در کارست که آن جامه مناسب براندام قابلیت هر کس و پای مجاهده‌ی هر نالایق را پایه‌ی دسترس نیست لمؤلفه:
  2. بخش ۲۵در بیان شرذمه‌ای از مقامات و مجموعه‌ای از کرامات قدوة النقباء و نخبة النجباء جناب قاسم سلام اللّه علیه:
  3. بخش ۲۶در بیان فیض بخشی آن سر حلقۀ راستین و اسرار شکافتن آستین و مراتب پرده از اسرار برداشتن و نکتۀ توحید را از راه مکاشفات، معلوم عروس خود داشتن که بر مصداق: اولیائی تحت قبابی لایعرفهم غیری ما را تا ابد زندگی و دوام و دولت و پایندگیست:
  4. بخش ۲۷در بیان اینکه طالبان راه و عاشقان لقاءاللّه را، از خلع تعینات و قلع تعلقات که هر یک مقصد را، سد راهند و حجابی همت کاه گریزی نیست چه عارف را حذر از آفات و موحد را، اسقاط اضافات واجبند لله در قائله:
  5. بخش ۲۸در بیان جواب دادن آن ولی اکبر با توجهات و تفقدات مر نوردیده‌ی خود، علی اکبر را برمصداق اینکه، بهرچه از دوست و امانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان» بر مذاق اهل عرفان گوید:
  6. بخش ۲۹در بیان مرخص نمودن جناب علی اکبر سلام اللّه علیه را، و امر به تمکین و تسلیم فرمودن، گوید:
  7. بخش ۳۰در بیان اینکه چون تمیز خاصیت شراب، سر از گریبان خاطر جمشید بر زد و خیال تدارک عشرت، از منبت ضمیرش سر زد نخستین جامی تعبیه ساخت و خطوط هفتگانه‌ی آن را با اسامی هفت گانه پرداخت و ساقی دانایی اختیار نموده و بنای سقایت او را، قانونی نهاد، منوط بر حکمت و بآن ق
  8. بخش ۳۱در بیان مهیا شدن آن میدان، مردی را چابک سوار و پای در رکاب آوردن آن سید بزرگوار و مکالمات با ذوالجنان و ذوالفقار بر مشرب صافی مذاقان گوید:
همه‌ی گنجینة الاسرار ←

عمان سامانی درباره‌ی عمان سامانی

میرزا نوراﷲ بن میرزا عبداﷲ بن عبدالوهاب چهارمحالی اصفهانی ملقب به تاج الشعراء مشهور به عمان سامانی از شاعران معروف شهر سامان از توابع شهرستان شهرکرد استان چهارمحال و بختیاری ایران است. وی از شاعران صاحب نام و پر آوازه سالهای ۱۲۵۸ تا ۱۳۲۲ قمری است، نیاکان او همه از دری سرایان، پارسی گویان و آذری سرایان اعصار خود بوده‌ان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.