پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت مراجعت شیخ ابواسحاق به شیراز

رسید رایت منصور شاه بنده‌نواز

به خرَّمی و سعادت به خطّهٔ شیراز

جهان‌گشای جوان‌بخت شیخ ابواسحاق

خدایگان مخالف‌کش موافق‌ساز

شمار جوش سپاهش ستاره را مانند

مسیر قُبّهٔ چترش سپهر را دمساز

گشاده دولت او کشوری به یک حرکت

گرفته باز شکوهش جهان به یک پرواز

یقین که صبح ز ایّام دولت او را

هنوز صبح سعادت نمی‌کند آغاز؟

کجاست حاسد بدبخت گو ببین و بسوز

کجاست بندهٔ مخلص بگو بیا و بناز

به کامرانی چندانش زندگانی باد

که حصر آن نکند کس به عمرهای دراز

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح عمیدالملک وزیرعلی‌الصباح که سلطان چرخ آینه فام
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در ستایش شاه شجاع مظفری و وصف بارگاه او گویدخجسته بارگه پادشاه هفت اقلیم
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در وصف خطهٔ کرمان و مدح شاه شجاع گویدسپیده‌دم که شهنشاه گنبد گردان
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحقبه فر معدلت خسرو زمین و زمان
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحقای بر در تو دولت و اقبال پاسبان
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - در مدح خواجه رکن‌الدین عمیدالملک وزیرای آسمان جنیبه کش کبریای تو
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - در مدح شاه شیخ ابواسحقای دوش چرخ غاشیه گردان جاه تو
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در وصف بارگاه شیخ ابواسحق و ستایش اوگوئیا خلد برینست این همایون بارگاه
همه‌ی قصاید ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.