پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

قطعات و مثنویات

۱۸.لغز(معما)

صبح و خورشید و شفق بی پرده در ایام عید

دیده ام یک جا مصور چون رخ مه طلعتان

نامه ی سربسته ای از خامه ی انشای صنع

غنچه ی نشکفته ای از نوبهار کن فکان

دانه وضع اما بود صیاد مرغان بهشت

بشکند گاه شکست این دانه شرم گلرخان

آفتابش در سپهر طالع خود بی طلوع

شعله اش در پرده ی فانوس بزم آرای جان

هم صدف هم گوهر و هم بحر و هم کشتی به شکل

خرده بین را هیاتش هم اختر و هم آسمان

همچو چشم اما بیاض او محیط مردمک

همچو مشت از جنگویی بر دهان حکمش روان

حقه ی لبریز سیماب و طلای مغربی

غرق خون همچون دل عشاق در دست بتان

غنچه ی نرگس به صورت بکر در چادر به شکل

همچو پستان در بغل طفلان به آن بازی کنان

می گذارد بیضه هر کس حل کند این نکته را

گر نباشد این چنین بستان ز نورس ترجمان

ادامه‌ی قطعات و مثنویات

  1. ۲۰.تاریخ رفتن مکه عمده الخواص خسرو آقاحرم کعبه تا بود آباد
  2. ۲۱.در مذمت دنیاخلایی است پر فضله و خون جهان
  3. ۲۲.تعریف شمشیر پادشاه که طلاکوب این ابیات در بدن شمشیر نگاشته شدهبه تحریر تیغ تو ای شهریار
  4. ۲۳.مثنوی تعریف مهتابی شاه و تاریخ آن که حسب الامر ترکیب و انشا شدهمرا مهتابی قطرت پناه است
  5. ۲۴ز سهمش می طپد افزون ز بسمل
  6. ۲۵.تاریخ حوض سنگ مسجد پادشاهیبه فرمان دارای مالک رقاب
  7. ۲۶.تعریف ترکش گلدوزمنقش ترکش گلدو زخانی
  8. ۲۷.تاریخ اله چوب پادشاهیالا چوب شاهنشه دین پناه
همه‌ی قطعات و مثنویات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.