پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

قطعات و مثنویات

۲۰.تاریخ رفتن مکه عمده الخواص خسرو آقا

حرم کعبه تا بود آباد

قبله ی خسروان سلیمان باد

پادشاهی که طوف درگاهش

دهد از شان حج اکبر یاد

آنکه از استواری کرمش

کعبه ی دل بود قوی بنیاد

سره ی بارگاهش از پی طوف

شده بیت الحرام سبع شداد

قبله ی درگهش مطاف امم

کعبه ی سره اش مناص عباد

آن شهی کز مآثر سعی اش

کعبه ی دین و ملت است آباد

زمزم فیض کعبه ی لطفش

خاک را آبروی گوهر داد

حجرالاسوداز صفای دلش

کرده روشن چو آفتاب سواد

صدر بیت الحرام درگه او

دهد از کعبه ی مقاصد یاد

چشم بر راه او ز حلقه ی در

کعبه چون روضه ی امام جواد

با یارب مسخر از عزمش

یثرب و مکه حله وبغداد

آن خدیری که همچو ابراهیم

گشته صاحب مقام کعبه ی راد

قبله گاهی که مد احسانش

می رساند به خاص و عام امداد

سال پیش از حریم حضرت شاه

هم عنان صلاح و رشد و رشاد

انتخاب خواص خسروبیگ

کز کفش کعبه ی دل است آباد

شد مرخص زپادشاه جهان

که کند عزم کعبه با دل شاد

چون مشرف به این سعادت شد

در کمال شکوه و استعداد

در دعا عقل گفت تاریخش

جمع خسرو قبول یزدان باد

خسروی کز مفرح کرمش

خاطر نورس از غم است آزاد (۱۰۹۴)

ای دلت مشرق تجلی فیض

ای کفت اصل جود را بنیاد

ای موفق به جمله توفیقات

ای مهذب به خلق و دانش و داد

ای به حکم تو روزگار مطیع

ای به امر تو آسمان منقاد

هم به طینت مقدس از فطرت

هم به گوهر خلاصه ی ایجاد

تویی آن ملک پروری که بود

به صلاحت جهان کون و فساد

کرده از کف کفایت خویش

هر زمان کعبه ی دلی آباد

ناخن فکر و دست تدبیرت

عقده از دل امید گشاد

تویی آن بحر رحمتی که کفت

دهد از فیض لایزالی یاد

چون به سرکاری و وساطت تو است

آنچه که کردم به صد امید و مراد

پی انجام مدعای دلم

خود نداری ز من دریغ امداد

چند مانع مرا دهد آزار

چند سیل غمم کند بنیاد

مانع خیر اگر چه بسیارند

همچو فردوسی ام مهل ناشاد

چون کتاب خدا شفیع من است

چشم دارم به واجبی امداد

دل سی پاره ی پریشانم

ابتر است از شماتت حساد

فیض شیرازه ی توجه تو

کند از قید محنتم آزاد

چو حمیت محرک تو شود

خصم غمگین و دوست گردد شاد

در صفاهان سه سال آزاد است

که دمی نیستم ز غم آزاد

مضطر و مضطرب جماعت من

در وطن خسته خاطر و ناشاد

از همای توجهت به سرم

تا ابد باد سایه ی امداد

لطف شه نیز شامل حالم

بمحمد و آله الامجاد

ادامه‌ی قطعات و مثنویات

  1. ۲۲.تعریف شمشیر پادشاه که طلاکوب این ابیات در بدن شمشیر نگاشته شدهبه تحریر تیغ تو ای شهریار
  2. ۲۳.مثنوی تعریف مهتابی شاه و تاریخ آن که حسب الامر ترکیب و انشا شدهمرا مهتابی قطرت پناه است
  3. ۲۴ز سهمش می طپد افزون ز بسمل
  4. ۲۵.تاریخ حوض سنگ مسجد پادشاهیبه فرمان دارای مالک رقاب
  5. ۲۶.تعریف ترکش گلدوزمنقش ترکش گلدو زخانی
  6. ۲۷.تاریخ اله چوب پادشاهیالا چوب شاهنشه دین پناه
  7. ۲۸.مثنوی در تاریخ و تعریف توحید خانه ی پادشاه خلد الله تعالی ملکهبحمداله که از لطف الهی
  8. ۲۹.قطعهتفنگ عدو سوز صاحبقران
همه‌ی قطعات و مثنویات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.