پرش به محتوای اصلی
نظامی نظامی

لیلی و مجنون

بخش ۲۳ - عتاب کردن مجنون با نوفل

مجنون چو شنید بوی آزرم

کرد از سر کین کمیت را گرم

با نوفل تیغ‌زن برآشفت

کای از تو رسیده جفت با جفت!

احسنت زهی امیدواری

به زین نبود تمام کاری

این بود بلندی کلاهت؟

شمشیر کشیدن سپاهت؟

این بود حساب زورمندیت؟

وین بود فسون دیو بندیت؟

جولان زدن سمندت این بود؟

انداختن کمندت این بود؟

رایت که خلاف رای من کرد

نیکو هنری به جای من کرد

آن دوست که بُد سلام دشمن

کردیش کنون تمام دشمن

وان در که بد از وفا پرستی

بر من به هزار قفل بستی

از یاری تو بریدم ای یار

بردی زه کار من زهی کار

بس رشته که بگسلد ز یاری

بس قایم کافتد از سواری

بس تیر شبان که در تگ افتاد

بر گرگ فکند و بر سگ افتاد

گرچه کرمت بلند نام است

در عهدهٔ عهد ناتمام است

نوفل سپر افکنان ز حربش

بنواخت به رفقهای چربش

کز بی‌مددی و بی‌سپاهی

کردم به فریب صلح خواهی

اکنون که به جای خود رسیدم

نز تیغ برنده خو بریدم

لشگر ز قبیله‌ها بخوانم

پولاد به سنگ درنشانم

ننشینم تا به زخم شمشیر

این یاوه ز بام ناورم زیر

وآنگه ز مدینه تا به بغداد

در جمع سپاه کس فرستاد

در جستن کین ز هر دیاری

لشگر طلبید روزگاری

آورد به هم سپاهی انبوه

پس پره کشید کوه تا کوه

ادامه‌ی لیلی و مجنون

  1. بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان راسازندهٔ ارغنون این ساز
  2. بخش ۲۶ - سخن گفتن مجنون با زاغشبگیر که چرخ لاجوردی
  3. بخش ۲۷ - بردن پیرزن مجنون را در خرگاه لیلیچون نور چراغ آسمان‌گرد
  4. بخش ۲۸ - دادن پدر لیلی را به ابن‌سلامغواص جواهر معانی
  5. بخش ۲۹ - آگاهی مجنون از شوهر کردن لیلیفرزانه سخن‌سرای بغداد
  6. بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزنددهقان فصیح پارسی زاد
  7. بخش ۳۱ - وداع کردن پدر مجنون راچون دید پدر که دردمند است
  8. بخش ۳۲ - آگاهی مجنون از مرگ پدرروزی ز قضا به وقت شبگیر
همه‌ی لیلی و مجنون ←

نظامی درباره‌ی نظامی

حکیم ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی ابن مؤید نظامی شاعر معروف ایرانی در قرن ششم هجری قمری است. وی بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۴۰ هجری قمری در شهر گنجه متولد شد. وی از فنون حکمت و علوم عقلی و نقلی و طب و ریاضی و موسیقی بهره‌ای کامل داشته و از علمای فلسفه و حکمت به شمار می‌آمده است. مهمترین اثر وی «پنج گنج» یا «خمسه» است. دیوان اش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.