پرش به محتوای اصلی
نظامی

نظامی

خسرو و شیرین

۱۲۱ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - سرآغاز خداوندا درِ توفیق بگشای
  2. بخش ۲ - در توحید باری به نام آنکه هستی نام ازو یافت
  3. بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت خبر داری که سیاحان افلاک
  4. بخش ۴ - آمرزش خواستن خدایا چون گِلِ ما را سرشتی
  5. بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم محمد کآفرینش هست خاکش
  6. بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب چو طالع، موکبِ دولت روان کرد
  7. بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان چو سلطان جوان، شاه جوان‌بخت
  8. بخش ۸ - ستایش اتابک اعظم شمس‌الدین ابوجعفر محمدبن ایلدگز به فرخ‌فالی و فیروزمندی
  9. بخش ۹ - خطاب زمین‌بوس زهی دارنده اورنگ شاهی
  10. بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلان سبک باش ای نسیم صبح گاهی
  11. بخش ۱۱ - در پژوهش این کتاب مرا چون هاتف دل دید دم‌ساز
  12. بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق مرا کـَز عشق بِه ناید شعاری
  13. بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب در آن مدت که من در بسته بودم
  14. بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین چنین گفت آن سخن‌گوی کهن‌زاد
  15. بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز قضا را از قضا یک روز شادان
  16. بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر چو خسرو دید کآن خواری بر او رفت
  17. بخش ۱۷ - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را چو آمد زلف شب در عطر سایی
  18. بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز ندیمی خاص بودش نام «شاپور»
  19. بخش ۱۹ - رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین زمین بوسید شاپور سخن‌دان
  20. بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول چو مشگین‌جعدِ شب را شانه کردند
  21. بخش ۲۱ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم چو بر زد بامدادن بور گل‌رنگ
  22. بخش ۲۲ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم شباهنگام کاین عنقای فرتوت
  23. بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور برآمد ناگه آن مرغ فسون‌ساز
  24. بخش ۲۴ - گریختن شیرین از نزد مهین‌بانو به مداین چو برزد بامدادان خازن چین
  25. بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه‌سار سخن‌گوینده، پیرِ پارسی‌خوان
  26. بخش ۲۶ - رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین فلک چون کار سازی‌ها نماید
  27. بخش ۲۷ - ترتیب کردن کوشک برای شیرین چو شیرین در مداین مهد بگشاد
  28. بخش ۲۸ - رسیدن خسرو به ارمن نزد مهین بانو چو خسرو دور شد زآن چشمهٔ آب
  29. بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور یکی شب از شب نوروز خوش‌تر
  30. بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین خوشا مُلکا که مُلک زندگانی است
  31. بخش ۳۱ - آگاهی خسرو از مرگ پدر نشسته شاه روزی نیم‌هشیار
  32. بخش ۳۲ - بر تخت نشستن خسرو به جای پدر چو شد معلوم کز حکم الهی
  33. بخش ۳۳ - باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهین‌بانو چو شیرین را ز قصر آورد شاپور
  34. بخش ۳۴ - گریختن خسرو از بهرام چوبین کلید فتح را دندان پدید است
  35. بخش ۳۵ - به هم رسیدن خسرو و شیرین در شکارگاه چنین گوید جهان‌دیده سخن‌گوی
  36. بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را چو دهقان دانه در گِل پاک ریزد
  37. بخش ۳۷ - صفت بهار و عیش خسرو و شیرین چو پیر سبزپوش آسمانی
  38. بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزم‌گاه ملک عزم تماشا کرد روزی
  39. بخش ۳۹ - افسانه گفتن خسرو و شیرین و شاپور و دختران فروزنده شبی روشن‌تر از روز
  40. بخش ۴۰ - افسانه‌سرایی ده دختر فرنگیس اولین مرکب روان کرد
  41. بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او شبی از جمله شب‌های بهاری
  42. بخش ۴۲ - به خشم رفتن خسرو از پیش شیرین و رفتن به روم و پیوند او با مریم ملک را گرم کرد آن آتش تیز
  43. بخش ۴۳ - جنگ خسرو با بهرام و گریختن بهرام چو روزی چند شاه آنجا طرب کرد
  44. بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن برای بار دوم چو سر بر کرد ماه از برج ماهی
  45. بخش ۴۵ - نالیدن شیرین در جدایی خسرو چنین در دفتر آورد آن سخن‌سنج
  46. بخش ۴۶ - وصیت کردن مهین‌بانو شیرین را مهین‌بانو دلش دادی شب و روز
  47. بخش ۴۷ - نشستن شیرین به پادشاهی بر جای مهین‌بانو چون بر شیرین مقرر گشت شاهی
  48. بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین چو شاهنشاه صبح آمد بر اورنگ
  49. بخش ۴۹ - بزم‌آرایی خسرو چهارم روز مجلس تازه کردند
  50. بخش ۵۰ - (سی لحن باربد) در آمد باربد چون بلبل مست
  51. بخش ۵۱ - شفاعت کردن خسرو پیش مریم از شیرین چو بَدر از جِیب گردون سر برآورد
  52. بخش ۵۲ - فرستادن خسرو شاپور را به طلب شیرین شفاعت کرد روزی شه به شاپور
  53. بخش ۵۳ - آغاز عشق فرهاد پری‌پیکر نگار پرنیان‌پوش
  54. بخش ۵۴ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین چو دل در مهر شیرین بست فرهاد
  55. بخش ۵۵ - آگاهی یافتن خسرو از عشق فرهاد یکی محرم ز نزدیکان درگاه
  56. بخش ۵۶ - رای زدن خسرو در کار فرهاد ز نزدیکان خود با محرمی چند
  57. بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد نخستین بار گفتش کَز کجایی‌؟
  58. بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او چو شد پرداخته فرهاد را چنگ
  59. بخش ۵۹ - رفتن شیرین به کوه بیستون و مردن اسب وی مبارک‌روزی از خوش‌روزگاران
  60. بخش ۶۰ - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر جهان‌سالار خسرو هر زمانی

متن اشعار به نقل از گنجور.