پرش به محتوای اصلی
نظامی نظامی

خسرو و شیرین

بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم

محمد کآفرینش هست خاکش

هزاران آفرین بر جان پاکش

چراغ‌افروزِ چشم اهلِ بینِش

طرازِ کارگاه آفرینش

سر و سرهنگ، میدان وفا را

سپه‌سالار و سرخِیلْ انبیا را

مرقع‌بَرکشِ نَر‌ماده‌ای چند

شفاعت‌خواهِ کار‌افتاده‌ای چند

ریاحین‌بخشِ باغ صبحگاهی

کلید مخزن گنج الهی

یتیمان را نوازش در نسیمش

از آن‌جا نام شد دُرِّ یتیمش

به معنی‌، کیمیا‌ی خاک آدم

به صورت توتیا‌ی چشم عالم

سرای شرع را چون چار حد بست

بنا بر چار دیوار ابد بست

ز شرعِ خود نبوّت را نَوی داد

خرد را در پناهش پیروی داد

اساس شرع او ختم جهان است

شریعت‌ها بدو منسوخ از آن است

جوانمردی رحیم و تند چون شیر

زبانش گه کلید و گاه شمشیر

ایاز‌ی خاص و از خاصان گزیده

ز مسعودی به محمودی رسیده

خدایش تیغ نصرت داده در چنگ

کز آهن نقش داند بست بر سنگ

به معجز، بدگمانان را خجل کرد

جهانی سنگ‌دل را تنگ‌دل کرد

چو گل بر آبروی دوستان شاد

چو سرو از آب‌خورد عالم آزاد

فلک را داده سَروَش سبزپوشی

عمامش باد را عنبرفروشی

زده در موکب سلطان سوارش

به نوبت پنج نوبت چار یارش

سریر عرش را نعلین او تاج

امینِ وحی و صاحب سِرِّ معراج

ز چاهی برده مهدی را به انجم

ز خاکی کرده دیوی را به مردم

خلیل از خیل‌تاشان سپاهش

کلیم از چاوشان بارگاهش

به رنج و راحتش در کوه و غاری

حرم ماری و محرم سوسماری

گهی دندان به دست سنگ داده

گهی لب بر سرِ سنگی نهاده

لب و دندانْش از آن در سنگ زد چنگ

که دارد لعل و گوهر جای در سنگ

سر دندان‌کنش را زیر چنبر

فلک دندان‌کنان آورده بر در

بصر در خواب و دل در استقامت

زبانش امتی‌گو تا قیامت

من آن تشنه‌لبِ غم‌ناکِ اویم

که او آب من و من خاک اویم

به خدمت کرده‌ام بسیار تقصیر

چه تدبیر ای نبی‌الله، چه تدبیر‌؟

کنم درخواستی زان روضهٔ پاک

که یک خواهش کنی در کار این خاک

برآری دست از آن بُردِ یمانی

نمایی دست‌برد آن گه که دانی

کالهی بر نظامی کار بگشای

ز نفس کافر‌ش، زنار بگشای

دلش در مخزنِ آسایش آور

بر آن بخشودنی، بخشایش آور

اگر چه جرم او کوهِ گران است

تو را دریای رحمت بی‌کران است

بیآمرزش، روان‌آمرزی آخر

خدای رایگان‌آمرزی آخر

ادامه‌ی خسرو و شیرین

  1. بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلانچو سلطان جوان، شاه جوان‌بخت
  2. بخش ۸ - ستایش اتابک اعظم شمس‌الدین ابوجعفر محمدبن ایلدگزبه فرخ‌فالی و فیروزمندی
  3. بخش ۹ - خطاب زمین‌بوسزهی دارنده اورنگ شاهی
  4. بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلانسبک باش ای نسیم صبح گاهی
  5. بخش ۱۱ - در پژوهش این کتابمرا چون هاتف دل دید دم‌ساز
  6. بخش ۱۲ - سخنی چند در عشقمرا کـَز عشق بِه ناید شعاری
  7. بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتابدر آن مدت که من در بسته بودم
  8. بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرینچنین گفت آن سخن‌گوی کهن‌زاد
همه‌ی خسرو و شیرین ←

نظامی درباره‌ی نظامی

حکیم ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی ابن مؤید نظامی شاعر معروف ایرانی در قرن ششم هجری قمری است. وی بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۴۰ هجری قمری در شهر گنجه متولد شد. وی از فنون حکمت و علوم عقلی و نقلی و طب و ریاضی و موسیقی بهره‌ای کامل داشته و از علمای فلسفه و حکمت به شمار می‌آمده است. مهمترین اثر وی «پنج گنج» یا «خمسه» است. دیوان اش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.