پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

ای نفس اگر بخود نفسی نیک بنگری

مقصود خود ز خود طلبی نی ز دیگری

هرچ آن فزون ز درک تو افزون ز قصد تست

وز آنچه مدرک تو بود کی تو کمتری

بیخود شو آنگه از خود مقصود خود طلب

بهتر ز بیخودیت بخود نیست رهبری

چشم امید چند گشایی بهر رخی

روی نیاز چند بسایی بهر دری

گه در هوای صحبت پیران هوش بخش

گه مبتلای مهر جوانان دلبری

از رای پیر و روی جوانت بود چه سود

این را زیان ز مویی و آنرا ز ساغری

جز یاد خود ز سر بنه آنگاه سر بنه

بر پای خود که این نه حدیثی ست سرسری

ره یافت تا ز بیخودی خود بخود نشاط

افزون ز ملک خویش ندیدست کشوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷ما را که جام نبود رنجیم کی ز سنگی
  2. شمارهٔ ۲۷۸نه دل به دست یاری نه سر به زیر باری
  3. شمارهٔ ۲۷۹نبود عجب ار برقی در خرمن ما بینی
  4. شمارهٔ ۲۸۰با ما سخن ز نیک و بد کار می‌کنی
  5. شمارهٔ ۲۸۱با بندهٔ صادق چه عتابی چه عطایی
  6. شمارهٔ ۲۸۲پیوند عهدهاست که از هم گسسته‌ای
  7. شمارهٔ ۲۸۳یک شب نهان ز غیر بر ما نیامدی
  8. شمارهٔ ۲۸۴سقی من وابل لامن طلالی
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.