پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

دل دگر با که سپارم که تو در جان منی

جان دگر با که فشانم که تو جانان منی

هنری نیست جز اینم ز چه پنهان سازم

گو همه خلق بدانند تو جانان منی

گفتمت مهر و در این گفته چه جای نظر است

تو بدین طلعت افروخته برهان منی

زخمی ای خواجه گرت با من مسکین رحمی ست

دردی ای دوست اگر از پی درمان منی

چه غم از دوش و چه اندیشه ز فردا دارم

تویی آغاز من و باز تو پایان منی

خط او سرزده یا سرزده ای از خط او

روزکی چند شد ای دل که بفرمان منی

گفتم ای دست بدامانش رسی روزی و شد

جیب جان چاک و تو در چاک گریبان منی

گفتم ای پا گذری بر سر راهش آخر

عمر از دست شد و باز بدامان منی

گفتمش با سر زلف تو رسد دست نشاط

گفت زنهار همین بس که پریشان منی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی
  2. شمارهٔ ۲۵۴تا به کی افزایش تن کاهش جان تا به کی
  3. شمارهٔ ۲۵۵بهزار نامه دارم ز تو حسرت جوابی
  4. شمارهٔ ۲۵۶در بلورین خانه عکس طلعت داراستی
  5. شمارهٔ ۲۵۷سرو سیمین که دیده در چمنی
  6. شمارهٔ ۲۵۸پای سروی و گوشه ی چمنی
  7. شمارهٔ ۲۵۹موکب شاه جهان آمده است و از پی
  8. شمارهٔ ۲۶۰من و اندیشه ی باری که ندارد یاری
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.