پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

قصاید

شمارهٔ ۳ - مطلع دوم

ای خاک درت صندل سرگشته سران را

بادا مژه جاروب رهت تاجوران را

مشاطه سیمای رخ خلق ز زینت

از آب و گلت غالیه رخسار جهان را

بر درگه تو فتنه چین و رخ خوبان

بر صحن تو عاشق سر و افسر ملکان را

گویا شده ازشادی دیوار حریمت

هر نقش که یاد آمده نقاش گمان را

گر شکل صنم بر تو رقم کرده مصور

بگشاد زمین بوس تواش مهر دهان را

ور صورت رضوان به سوی خلد کشیده

برتافته از ذوق ریاض تو عنان را

گر طفل نبسته صور از خامه بزاید

خواهد ز صریر درت آموخت زبان را

صد مرتبه خورشید فلک بهر اقامت

در سایه ات فتاده و بگشاده میان را

گر روزن تو جادوییی دیده ندارد

بهر چه دهد درک نظر طبع دخان را

ور جام تو آیینه جمشید نباشد

چون عرض کند خوبی رخسار جهان را

معراجی و ره در کنف عدل تو حق را

فردوسی و جا در حرم خاص تو جان را

با سایه خود ساخته همسایه خدایت

زان بر همه انداخته ای ظل امان را

آفاق ز آیین تو در عیش و سرورند

کاراستی از فر جهانگیر جهان را

آن شاه جوان بخت کز اندیشه ثاقب

انوار زمین ساخت آثار زمان را

در حسن گل و آب ز بس کرده تصرف

آراسته چون طبع نگین روی مکان را

از غایت آرامش عهدش عجبی نیست

ز آسودگی ار راست شود خانه کمان را

تقدیر کشیدست برین طارم خضرا

بر کهگل نامش رقمی کاهکشان را

ای ملک خدایی که در ابداع صنایع

در خاک نهد خاطر معمار تو جان را

نیرنگ خیال تو جهان غالیه گون کرد

زان سان که عروسان جوان غالیه دان را

هر خانه که شد در کنف عدل تو آباد

ره نیست درآن خانه نزول حدثان را

کوی تو نظرگاه خدا دید «نظیری »

ره در حرم حق نبود هون و هوان را

در منفعت خلق جهان کوش که بخشد

حق عمر دراز آدمی نفع رسان را

بنشین و به عشرت گذران تا ابدالدهر

این دولت و این مکنت و این ملک و مکان را

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵ - این قصیده در روز فرخ مولود صاحب زاده برخوردار میرزا ایرج بن عبدالرحیم خان و در مدح والده مخدره گفته شدهبر زمین آورده رحمت را دعای مستجاب
  2. شمارهٔ ۶ - در صفت خانه ممدوحاین خانه گوشواره عرش مطهرست
  3. شمارهٔ ۷ - این قصیده در وقت عزیمت مکه در احمدآباد گجرات در ایام فتح قلعه جونه در مدح نواب محمد عزیز اعظم خان کوکه وارد گردیده استمژده در مژده فتح است و ظفر در ظفرست
  4. شمارهٔ ۸ - این قصیده ایضا در استدعای صحت و بیان مدحت ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان گفته شدهمگر که صبح ز بالین آسمان برخاست
  5. شمارهٔ ۹ - این قصیده در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان گفته شدهاز سخن چون چاشنی بخشی به خوان تربیت
  6. شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح خان خانان بن بیرام خان واقعستچو شمع سوز دلم عشق بر زبان انداخت
  7. شمارهٔ ۱۱ - این قصیده در تعریف سریر ابوالمنصور نورالدین محمد شاهزاده سلیم گفته شدهبر تخت هند والی هندوستان نشست
  8. شمارهٔ ۱۲ - این قصیده نیز بعد از معاودت مکه به احمدآباد گجرات در مدح شاهزاده همایون نژاد شاهزاده مراد گفته شدهپس از ادای طواف حج و رسوم عباد
همه‌ی قصاید ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.