پرش به محتوای اصلی
سرایندهٔ فرامرزنامه سرایندهٔ فرامرزنامه

فرامرزنامه

بخش ۲۹ - اقرار کردن رستم با پهلوانان ایران وقبول کردن پهلوانان

چنین گفت رستم کای بخردان

دلیران کارآزموده ردان

شما سر به سر دوستدار منید

همه سرفرازید و یار منید

اگرتان به بانو زجنگ آورم

همه نامتان را به ننگ آورم

شمارا نخواهم ابا او نبرد

که از جنگ او شیر شد دل به درد

همین فرش که افکنده از رنگ رنگ

که یک میل ره پیش او نیست تنگ

بیندازمش بر سر مرغزار

نشانم برو چارصد نامدار

به فرمان دادار جان آفرین

که او داد ما را ره داد و دین

چو بر جا بیارند یکسر درنگ

بیایم گشایم برین فرش چنگ

برافشانمش هرکه بر فرش ماند

درخت نشاطش به گیتی نشاند

به دامادیم هست شایسته او

بگفتند هرکس که گفتی نکو

ببودند آن روز و آن شب مگر

کسی رای دیگر نیفکند بر

دگر روز خورشید عالم ز چهر

منور نمود او زمین و سپهر

ازین زاویه تیره شبگیر گیر

به آفاق بنمود مویی چو شیر

سپهبد به اسب اندر آورد پای

بجستند گردان ایران زجای

به شهر اندرون کوس بنواختند

درفش کیانی برافراختند

چو خورشید یک نیزه بالا کشید

تهمتن یلان را به صحرا کشید

فکندند آن فرش گلرنگ نیز

نشستند گردان به هم در ستیز

به تخت کیی شاد بنشست شاه

همی کرد بر پهلوانان نگاه

زن و مرد بگرفته بد دشت و در

که نظارگی بد قضا و قدر

پس آنگاه آن نامور پهلوان

گشاد آن کیانی کمر برمیان

ادامه‌ی فرامرزنامه

  1. بخش ۳۱ - عقد بستن بانو گشسب به جهت گیو (و) بردن بانو به خانه (و) ناقبول کردن بانو گشسب، گیو را واحوال آنببستند مه را به مریخ عقد
  2. بخش ۳۲ - پیغام آوردن به نزدیک گودرز که گیو، بسته شده به دست بانو در شب اولغلامی به نزدیک گودرز زود
  3. بخش ۳۳ - آغاز داستان فرامرز نامه و سرگذشت آن گویدایا دوستداران والا گهر
  4. بخش ۳۴ - رسیدن نامه نوشاد هندی به نزدیک شاه کیکاوسکه ناگه در آمد یکی نامدار
  5. بخش ۳۵ - این چند سخن در باب شکایت روزگار هنگام پیری خود گویدچو سالم بشد سی و شش این زمان
  6. بخش ۳۶ - وداع کردن فرامرز از نزد کاوس و تأسف خوردن رستم و پند دادن رستم،فرامرز راپسر بار کرد و چو بربست کوس
  7. بخش ۳۷ - رفتن فرامرز به هندوستان در شهر نوشاد و پذیره شدن نوشاد وآمدن در شهر به عقب اوچو رستم سخن ها سراسر براند
  8. بخش ۳۸ - رفتن فرامرز به جنگ کناس دیو (و) کشته شدن کناس به دست فرامرزچوشد هفته ای پهلو نامدار
همه‌ی فرامرزنامه ←

سرایندهٔ فرامرزنامه درباره‌ی سرایندهٔ فرامرزنامه

فرامرزنامه یکی از سروده‌های پهلوانی در ادبیات ایران است که نزدیک به سدهٔ پنجم هجری کمتر از یکصد سال پس از شاهنامه فردوسی سروده شده‌است. سرایندهٔ فرامرزنامه شناخته نیست. در برخی منابع نام او را خسرو کیکاووس ذکر کرده‌اند. در بخش ۱۹۱ فرامرزنامه، او نام خویشتن را رستم و نام پدرش را بهرام بن سروش معرفی کرده است  درون‌مایه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.