پرش به محتوای اصلی
سرایندهٔ فرامرزنامه سرایندهٔ فرامرزنامه

فرامرزنامه

بخش ۳۵ - این چند سخن در باب شکایت روزگار هنگام پیری خود گوید

چو سالم بشد سی و شش این زمان

زپیری رسیده به سر مر زبان

زباد خزانی رخم زرد شد

گل ارغوان رخم گرد شد

بنفشه سمن گشت گل شد تهی

شدم چنبری شاخ سرو سهی

تنم خم گرفت و دلم غم گرفت

دو دیده بشوریده رخ نم گرفت

ز خورشید بر من نیامد تفی

وزین خرمنم چون نیامد کفی

نه گرگی زمیشم بشد در کنار

گلی هم نیامد نصیب از بهار

جهان پر ز گنجست و ما پر ز رنج

شکوفه به هر سوی ما در شکنج

جهان را همه باده هست و نوا

مرا باد در دست و خود بینوا

ز نرگس کفم بازو جام شد

نظرگاه زو نقره خام شد

همه شاخ با زور و سیمست چیز

زرافشان همه ساله و نقره ریز

مرا چهره زرد و مو سیم شد

وزین نیستی دل به دو نیم شد

کسی را که بردست گیتی نیاز

بدان سان که بینی گرفتار آز

گرانمایه گنجش به هر چند بیش

دلش آز بگرفت در بند نیش

به بخشش بیارای و بگشای دل

زبیشی برون کش همی پای دل

نگویم مرا ده که سخت آیدت

گران سنگ زان بر درخت آیدت

همی گویمت شاد و خرم بزی

بیا شاد و خوش باش بی غم بزی

ببخش و بیارام و بگشای مهر

که ناگه زبالای چهرت سپهر

بگردد بگرداندت سرنگون

به کاری بیابی فریب و فسون

سرتاجداران به گرد اندراست

ترا دل بدین روز حرص اندر است

ادامه‌ی فرامرزنامه

  1. بخش ۳۷ - رفتن فرامرز به هندوستان در شهر نوشاد و پذیره شدن نوشاد وآمدن در شهر به عقب اوچو رستم سخن ها سراسر براند
  2. بخش ۳۸ - رفتن فرامرز به جنگ کناس دیو (و) کشته شدن کناس به دست فرامرزچوشد هفته ای پهلو نامدار
  3. بخش ۳۹ - یافتن فرامرز،گنج ضحاک تازی و خواندن نصیحت نامه او رانوشته یکی تخته دیدند سنگ
  4. بخش ۴۰ - رفتن فرامرز به جنگ گرگ گویا با بیژن و سوار شدن بیژن برگرگ (و) رفتن در کوه و کشته شدن گرگ به دست بیژنیکی هفته زان گونه بد شادکام
  5. بخش ۴۱ - باز آمدن بیژن از گرگ گویا و شرح گفتن از برای فرامرز نامداربیامد به سوی بیابان چو گرد
  6. بخش ۴۲ - آمدن فرامرز در غار و دیدن گنج نوش زاد بن جمشید و سرگذشت آندر آن گه که برشد خروش خروس
  7. بخش ۴۳ - خواندن نصیحت نامه نوش زاد بن جمشیدیکی لوح زرین به بالین اوی
  8. بخش ۴۴ - رفتن فرامرز رستم به جنگ مار جوشا و کشته شدن مار به دست فرامرزچو یک چند بد با می و رود وجام
همه‌ی فرامرزنامه ←

سرایندهٔ فرامرزنامه درباره‌ی سرایندهٔ فرامرزنامه

فرامرزنامه یکی از سروده‌های پهلوانی در ادبیات ایران است که نزدیک به سدهٔ پنجم هجری کمتر از یکصد سال پس از شاهنامه فردوسی سروده شده‌است. سرایندهٔ فرامرزنامه شناخته نیست. در برخی منابع نام او را خسرو کیکاووس ذکر کرده‌اند. در بخش ۱۹۱ فرامرزنامه، او نام خویشتن را رستم و نام پدرش را بهرام بن سروش معرفی کرده است  درون‌مایه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.